تاثیر 8 هفته تمرینات مقاومتی بر عوامل هماتولوژیک در زنان غیر ورزشکار
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر مطالعه تاثیر 8 هفته تمرینات مقاومتی
بر عوامل هماتولوژیک در زنان غیر ورزشکار بود. روش شناسی: به همین منظور 24 آزمودنی
زن غیر ورزشکار بدون سابقه تمرینات مقاومتی به طور داوطلبانه در تحقیق
حاضر شرکت کردند و به طور تصادفی در دو گروه تمرین مقاومتی (12=n) و گروه
کنترل (12=n) قرار داده شدند. برنامه
تمريني شامل شش حرکت پرس سينه، جلو بازو و پشت بازو با هالتر ، اسكوات با استفاده از
دستگاه ، پشت پا و جلو پا با دستگاه قرقره در تعداد 3 ست و هر ست 6-8 حرکت با فاصله استراحتی 180 ثانیه بین
هر ست با شدت 60 تا 65 درصد یک تکرار بیشینه بود. نمونه گیری
خون قبل از فعالیت و بعد از 6 هفته فعالیت انجام شد. نتایج: نتایج نشان داد در 8 هفته فعالیت مقاومتی موجب افزایش معنی داری
در تعداد گلبولهای قرمز(002/0= P)، هموگلوبین
(000/0= P)، هماتوکریت
(01/0= P) و پلاکت
ها (001/0= P) گردید
در حالی که در گلبول های سفید تغییر معنی دار ایجاد نشد. (05/0˃p). نتیجه گیری: در نهایت
می توان گفت فعالیت مقاومتی می تواند موجب افزایش تعداد گلبول قرمز، هموگلوبین، هماتوکریت
و پلاکت خون شود و پاسخ های هماتولوژیکی در پی داشته باشد و مربیان و ورزشکاران می
توانند بدون نگرانی از اینگونه فعالیتها استفاده کنند.
کلیدواژه ها: فعالیت مقاومتی، هموگلوبین،
گلبول سفید، گلبول قرمز، هماتوکریت، پلاکت
فصل اول
1-1-
مقدمه
دستگاه گردش خون و لنف شامل
قلب ، شریانها ، وریدها ، مویرگها و رگهای لنفی است. خون پمپ شده از قلب که حاوی مواد
غذایی و اکسیژن میباشد، توسط سرخرگها در بدن توزیع میگردند. شریانها پس از انشعاب
به شاخههای باریک ، شریانچهها را بوجود می آورند. شریانچهها نیز به انشعابات باریکتری
به نام مویرگ ختم میشوند. مبادله مواد بین خون و سلولهای اندامهای مختلف در سطح مویرگها
انجام میگیرد. (دانشنامه ویکیپدیا). همچون سایر ارگان های بدن خون نیز به هرنوع فعالیت بدنی ویژه،
پاسخ یکسانی نمی دهد. نوع فعالیت، زمان، شدت و مدت شرایطی هستند که بدن به آن
واکنشی مناسب از خود نشان می دهد. تأمین انرژی برای بافت های فعال نیازمند همکاری
و کارایی بافت های بدن بویژه بافت خون است (طربستانی، 1373). در این راستا ورزش به
عنوان یکی از گزینه های فعالیت جسمانی می تواند در حفظ و سلامت بدن موثر باشد،
تغییرات فیزیولوژیکی و هماتولوژی ناشی از فعالیت های ورزشی در خون، توجه بسیاری از
پژوهشگران و کارشناسان را به خود معطوف ساخته است (بورن[1] و همکاران،
1998). براساس نتایج تحقیق کارلسون[2] بیشترین
افزایش در هماتوکریت با آزاد شدن اریتروسیت ها از طحال در ارتباط است، اما تغییرات
جزئی در مایعات خارج پلاسمایی و بین
سلولی نیز طی فعالیت و بویژه فعالیت های شدید وجود دارند که می توانند بر تغییرات
تأثیر زیادی داشته باشند. به
دليل
نقش
گلبول
هاي
سفيد
در
دستگاه
ايمني
و
دارا
بودن
قابليت
بيان
ژني
به
دليل
وجود
يك
هسته
در (لنفوسيت و
مونوسيت
ها) و
يا
چند
هسته
در (نوتروفيل،
بازوفيل،
اينوزئوفيل) تأثير
فعاليت
و
تمرين
بدني
بر این عوامل توجه پژوهشگران را به خود معطوف داشته است (ویرا ، 2001). نتايج
برخي
تحقيقات
نشان
مي
دهد
كه
بين
فعاليت
بدني
و
آمادگي
جسماني
با
كاهش
ميزان
شاخص
هاي
التهابي گلبول های سفید[3] (WBC) و پروتئین واکنشیC[4] (CRP) ارتباط وجود
دارد (بران[5]،
2005). در مطالعه ای گزارش شده است طی چهار هفته تمرینات اماده سازی میزان
سرم آهن، تعداد گلبول های قرمز و هماتوکریت افزایش پیدا کرده است.
افزایش گلبول های قرمز موجب افزایش غلظت خون، افزایش قابلیت حمل اکسیژن و کارایی
بیشتر عملکرد جسمانی می شود؛ از این رو، ظرفیت کار بدنی و بیشینه اکسیژن مصرفی در
انسان به نحو بارزی به انتقال فعال اکسیژن به بافت های درگیر در فعالیت بستگی
دارد. از طرفی دیگر، افزایش نامناسب گلبول های قرمز و هماتوکریت به چسبندگی بیشتر
خون منجر شده و فشار زیادی به قلب اعمال می کند، ازسوی دیگر کم خونی یا آنمی نیز عوارض
قلبی-عروقی را در پی دارد (تورکان[6]،
2009). بنابراین انحراف از محدوده طبیعی این متغییر
مسئله حیاتی به شمار میآید؛ به همین دلیل، میزان تأثیرپذیری گلبول های قرمز،
هموگلوبین و هماتوکریت از تمرینات ورزشی توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است (روس و همکاران، 1985). بر اساس شواهد پژوهشی موجود تمرين
استقامتي
موجب
تغيير
در
غلظت
هموگلوبين،
تعداد
اريتروسيت ها
و
درصد
هماتوكريت
مي
شود (قنبری نیاکی و همکاران، 1384). نتایج گزارش
های
پژوهشی نشان
می
دهد
كه ورزشكاران
رشته
استقامتي
در
مقايسه
با
گروه
بي
تمرين
و
ورزشكاران
رشته هاي
بي
هوازي
از
حجم
خون
و
توده
هموگلوبين،
تعداد
اريتروسيت
و
حجم
پلاسمايي
بالايي
برخوردارند (قنبری
نیاکی و همکاران، 1384). فعاليت های
هوازی
يكی
از
راه
های
مناسب
برای بهبود
عملکرد
قلب،
ريه
و
منظم
تر
شدن تنفس، افزايش
ميزان
حجم
خون،
حجم
پلاسما،
حجم سلول های
قرمز
خون،
حفظ
ميزان
هموگلوبين،
هماتوكريت
و گلبول های
قرمز
خون
در
محدوده
طبيعی
و
بهبود شاخص
های مذكور
بشمار میرود. ناتالی[7] و
همكاران (2002) پژوهشی
در
رابطه
با
اثر
سه
نوع
فعاليت مختلف
(مقاومتی،
هوازی
با
شدت
زياد
و
شدت
كم) بر
متغيرهای
هماتولوژيك
انجام
دادند. نتايج
نشان
داد
فعاليت
هوازی
با
شدت
زياد
موجب
تغييرات
بيشتری
نسبت
به
دو
نوع
فعاليت ديگر می شود (اسکوماکر،
2002). همین پژوهشگران در تحقیقی دیگر (2002) که تأثیر یک جلسه فعالیت 5 دقیقه ای رکاب زدن روی دوچرخه کارسنج با 90 درصد
حداکثر اکسیژن مصرفی را بررسی کردند، تغییر معناداری در گلبول های سفید مشاهده
نکردند (هانسن، 2002). هاویل[8] و
همکاران (2003) افزایش معناداری در گلبول سفید خون پس از یک جلسه فعالیت هوازی به
صورت فزاینده در ورزشکاران جوان و بزرگسال مشاهده کردند. بویادجیوف[9] و همکاران
(2000) کاهش معناداری در تعداد گلبول های قرمز دختران و پسران جوان، در ورزش های
زیر بیشینه مشاهده کردند و تغییرات مشاهده شده در هر دو جنس را به عامل تمرین
مربوط دانست.
بیان مسئله
سازگاریهای هماتولوژیک
ناشی از انواع تمرينات مقاومتي، يكي از چالشهاي بحث برانگيز در بين محققين و متخصصان علوم ورزشي به شمار ميرود. بر اساس نتايج برخي از مطالعات گذشته، شركت در تمرينات مقاومتي باعث تغییرات چشمگیری در عوامل هماتولوژیک میشود ( احمدی زاده و همکاران 2003). تغییر در عوامل هماتولوژیک پس از
تمرینات مقاومتی به دلایل مختلفی از تمرین اتفاق میافتد همچون سایر
ارگانهاي
بدن،
خون
نیز
به
هر
نوع
فعالیت بدنی
ویژه
پاسخ
یکسانی نمیدهد. نوع
فعالیت،
زمان،
شدت
و
مدت،
شرایطی
هستند
که
بدن
به
آن
واکنشی
مناسب
از
خود
نشان
میدهد. تأمین
انرژي
براي
بافتهاي
فعال
نیازمند
همکاري
و
کارایی
بافتهاي
بدن
به
ویژه
بافت خون
است.
مشاهده
هاي بسیاري
نشان
داده
است
که
ترکیب
خون
در
نتیجه
تمرینهاي
ورزشی
تغییر
می
کند (سمیز[10]
و همکاران، 1998). لذا ارزيابي تغییرات هماتولوژیک متعاقب تمرین بویژه تمرینات
مقاومتی، نیازمند مطالعه تغییرات دقیق وگسترده ناشی از این تمرینات است. در این
بین، تأثیر دستگاه غدد درون ریز برسازگاریهای ناشی از تمرین از اهمیت بیشتری
برخوردار است. زیرا براساس شواهد پژوهشی موجود، تغییر در میزان ترشح برخی از
هورمونها متعاقب تمرینات مقاومتی، عامل اصلی در تغیییرات هماتولوژیک پس از
تمرینات مقاومتی و ایجاد سازگاریهای مثبت بر این عوامل است (سعیدی و همکاران، 2005).
بر اساس مطالعات محقق، درزمینهی سازگاریهای
بلند مدت هماتولوژیک به دنبال تمرینات مقاومتی مطالعات محدودی وجود دارد. در
حالیکه به نظر میرسد سطح عوامل هماتولوژیک با افزایش شدت تمرین پس از یک جلسه
تمرین مقاومتی اتفاق می افتد (ناتالی و همکاران 2004). از اینرو پژوهش حاضر با بررسی تأثیر تمرین مقاومتی بر عوامل
هماتولوژیک، در صدد پاسخ به این سوال است که آیا هشت هفته تمرین مقاومتی بر عوامل
هماتولوژیک تاثیر معنادار دارد؟
1-3-ضرورت و
اهمیت تحقیق
در سالهای اخیر، تلاش
زیادی برای بهبود عملکرد ورزشکاران رشتههای مختلف ورزشی انجام شده است. در این
راستا، میتوان به انجام تمرینات تخصصی بدنسازی و استفاده از وسایل و تجهیزات مدرن
اشاره کرد.امروزه تمرینات مقاومتی جزء مهمی از برنامه های تمرینی اکثر رشته های
ورزشی محسوب می گردد وبرای تجویز یک برنامه مقاومتی اصولی فهم ودرک صحیحی از آثار
مداخله ای متغیرهای تمرینی بسیار مهم است. يكي از مؤثرترين
و
متداولترين
روشها
براي
افزايش
عملكرد ورزشکاران
رقابتي، استفاده
از
شيوههای تمريني
مناسب
است. از اینرو، بسیاری از ورزشکاران حرفهای و همچنین افرادی که به
صورت تفریحی ورزش می کنند، همواره در برنامههای آمادگی جسمانی و بدنسازی خود در
جستجوی شيوههاي
تمريني
مناسب هستند. تمرینات بدنی افزایش دهنده توان و اکسیژن مصرفی بیشینه،
به یک رشته تغییرات از جمله دستگاه اریتروسیتی
خون محیطی منجرمی شود و این تصور را به وجود می آورد که ورزشکاران نخبه، دارای
سطوح هموگلوبین بالا و اریتروسیت بیشتری در خون محیطی نسبت به افراد تمرین نکرده هستند
(زبگیو و همکاران، 1990). همچنین، گری و همکاران (1993) در پژوهشی نشان دادند، یک جلسه تمرین متناوب
شدید، غلظت هموگلوبین را بلافاصله و یک ساعت بعد از آن به طور معنی داری افزایش مي
دهد
(گری و همکاران،
1993).اخیرا دستورالعمل و رهنمود هایی از طرف کالج طب ورزش انجمن قلب و انستیتو
ملی بهداشت آمریکا صادر شده است که لزوم انجام رژیم ورزشی برای حفظ سلامتی به
مدت40 دقیقه با دامنه سنی 20 تا 60 سال صادر شده است.این برنامه های ورزشی بسته به
شدت مدت و تعداد جلسات تمرین می توانند اثرات مختلفی بر شاخص های هماتولوژیکی
داشته باشد. از طرفی میرالز و همکاران نشان دادند که 11 هفته تمرین هوازی میزان
تجمع پلاکت خون را به طور معناداری کاهش می دهد(سمواتی شریف 1392) اگر چه چالش ها
بر سر اثرات فعالیت ورزشی بر شاخص های هماتولوژیکی هنوز ادامه دارد. در حالی که
برخی از پژوهش ها بر افزایش شاخص های هماتولوژیکی بعد از فعالیت ورزشی شدید
تاکید دارند برخی از مطالعات هیچ تغییر
معناداری در پارامترهای هماتولوژیکی بعداز فعالیت ورزشی مشاهده نکردندبه ویژه اگر
آزمودنی ها غیره فعال باشند.(قنبری نیاکی2013 2:1) با توجه
به نتایج مختلف پژوهش های انجام شده و تأکید بر این مسئله که تحقیقات كمي به بررسی
اثر تمرینات ورزشي بر سطوح سلولهاي خوني، پرداخته اند و در اين بين نتايج متناقضي
مشاهده مي شود، نياز به تحقيقات بيشتري در اين زمينه مي باشد.با توجه به گرایش روز
افزون افراد به تمرینات مقاومتی به عنوان جزیی مهمی از برنامه آمادگی جسمانی
وسلامتی ارتباط شاخص های هماتولوژی با تمرینات مقاومتی از یک سو و بیماری های قلبی
عروقی از سوی دیگر و همچنین نتایج محدود و تناقض مطالعات پیشین بنابراین شناخت
اینکه تغییر تمرین مقاومتی ممکن است بر پاسخ شاخص های هماتولوژیک و انعقاد خون
تاثیرگذار باشند
در رابطه با اثر تمرین مقاومتی و بي تمريني بر
زنان غیر ورزشکار نیز به نظر می رسد، كمتر مطالعه ای صورت گرفته باشد. در تحقیق
حاضر، از تمرینات مقاومتی و تاثیر آن بر عوامل هماتولوژیک مورد بررسی قرار گرفته
است که بر اساس شواهد پژوهشی، این امکان را برای ورزشکاران بویژه زنان غیرورزشکار
فراهم میآورد تا بتوانند با بهرهگیری از بالا بردن عوامل هماتولوژیک در بهترین
شدت مناسب از تمرینات مقاومتی از این طریق سطح عملکرد ورزشی را ارتقاء بخشند.
نتایج تحقیقاتی از این دست، از یک سو کمک میکند تا ورزشکاران با اطمینان خاطر این
تمرینات را در برنامههای بدنسازی خود که با هدف افزایش عوامل هماتولوژیک انجام میشود،
بگنجانند.
هدف
کلی
تحقیق پیش رو تاثیر 8 هفته تمرینات مقاومتی بر
عوامل هماتولوژیک خونی در زنان غیر ورزشکار است.
اهداف
ویژه
-
تاثیر8 هفته تمرین مقاومتی بر RBC زنان غیر ورزشکار اثر معنادار دارد.
-
تاثیر8 هفته تمرین مقاومتی بر WBC زنان غیر ورزشکار اثر معنادار دارد.
-
تاثیر8هفته تمرین مقاومتی بر Hb زنان غیر ورزشکار تفاوت اثر معنادار دارد.
-
تاثیر 8هفته تمرین مقاومتی بر HCT زنان غیر ورزشکار اثر معنادار دارد.
-
تاثیر 8هفته تمرین مقاومتی بر PLTPV زنان غیر ورزشکار اثر معنادار دارد.
-
تاثیر 8هفته تمرین مقاومتی بر MCV زنان غیر ورزشکار اثر معنادار دارد.
-
تاثیر 8هفته تمرین مقاومتی بر MCH زنان غیر ورزشکار اثر معنادار دارد.
-
تاثیر 8هفته تمرین مقاومتی بر MCHC زنان غیر ورزشکار اثر معنادار دارد.
فرضيههاي
تحقیق
-
8 هفته تمرین مقاومتی بر RBC زنان غیر ورزشکار تفاوت معنادار ندارد.
-
8 هفته تمرین مقاومتی بر WBC زنان غیر ورزشکار تفاوت معنادار ندارد.
-
8 هفته تمرین مقاومتی بر Hb زنان غیر ورزشکار تفاوت معنادار ندارد.
-
8 هفته تمرین مقاومتی بر HCT زنان غیر ورزشکار تفاوت معنادار ندارد.
-
8 هفته تمرین مقاومتی بر PLTPV زنان غیر ورزشکار تفاوت معنادار ندارد.
-
8 هفته تمرین مقاومتی بر MCV زنان غیر ورزشکار تفاوت معنادار ندارد.
-
8 هفته تمرین مقاومتی بر MCH زنان غیر ورزشکار تفاوت معنادار ندارد.
-
8 هفته تمرین مقاومتی بر MCHC زنان غیر ورزشکار تفاوت معنادار ندارد.
1. آزمودنیهای تحقیق زنان غیرورزشکار شهر سندج بودند،
که سابقه فعالیت جسمانی نداشتند و دامنه سنی آنها بین 25 تا 35 سال بود.
2. باآزمودنیها حداقل 6 ماه تا زمان شروع مطالعه
تمرینات ورزشی انجام نداده بودند.
3. آزمودنیها از نظر ابتلاء به عوامل خطرزای بیماریهای
قلبی-عروقی بویژه ابتلاء به فشار خون بالا سالم بودند.
4. مدت زمان انجام تمرین در تحقیق حاضر 8 هفته بود.
5. عواملی چون تغذیه خواب فعالیت های جسمانی شغل
آزمودنی ها در این تحقیق میتواند روی نتایج تاثیر گذار باشد.
1-6-2-محدودیتهای غیر قابل کنترل
1. مصرف مکملهای آنابولیک توسط آزمودنیها قابل
کنترل نبود.
2. انجام ورزش و فعالیت بدنی همزمان با برنامه تمرینی
پژوهش حاضر توسط آزمودنیها قابل کنترل نبود.
3. تغییر نوع رژیم غذایی، بویژه تغییر در میزان مصرف
پروتئین در طول اجرای برنامه تمرینی پژوهش حاضر قابل کنترل نبود.
4. وجود تفاوت های فردی در آزمودنی ها(متفاوت بودن
تاثیرپذیری به دلیل تفاوت های وراثتی و آناتومیکی)ممکن است بر نتایج تحقیق
تاثیرگذار باشد.
1. آزمودنیها تمرینات مقاومتی را به صورت منظم انجام
دادند.
2. آزمودنیها در طول 8 هفته اجرای برنامه تمرینی
پژوهش حاضر، فعالیت جسمانی دیگری نداشتند.
3. آزمودنیها با صداقت پرسشنامههای مربوط به
اطلاعات شخصی و پزشکی-ورزشی را پر کردند.
1-8-تعريف
واژهها و اصطلاحات فني و تخصصی
فعالیت
مقاومتی
نوعی فعالیت بی هوازی است که طی آن از انقباض
عضلانی برای افزایش قدرت و حجم عضلات استفاده میشود. چنانچه تمرینات مقاومتی به
درستی به کار بروند، فواید زیادی در سلامتی کلی بدن همچون افزایش قدرت و چگالی
استخوانها، عضلات، تاندونها و رباطها، بهبود عملکرد مفاصل، افزایش متابولیسم
بدن، بهبود عملکرد قلب و تنظیم کلسترول بدن دارند (کرامر و همکاران، 2004).
2-8-عوامل
ایمونوهماتولوژیک
گلبول
قرمز
گلبولهای قرمز سکه مانند، کوچک و فاقد هسته و
سایر اندامکها است. به همین جهت تنها منبع برای تامین انرژی در آن فرایند گلیکولیز
است. گلبول قرمز از حجمی بالغ بر 90 تا 95 میکرون برخوردار است. در شرایط طبیعی
قطر آنها به طور متوسط 5/7 میکرون مییاشد. تعداد گویچههای قرمز در حالت طبیعی
در خون زنان 6/3 تا 5/5 میلیون و در خون مردان 1/4 تا ۶ میلیون در هر میکرولیتر میباشد.
گلبول قرمز به وسیله هموگلوبین خود در
جاهایی که تراکم اکسیژن زیاد باشد این آهن با اکسیژن ترکیب شده و اُکسی هموگلوبین
را تشکیل میدهد و در جایی که تراکم اکسیژن کم باشد تجزیه شده و اکسیژن آزاد میکند.
همچنین محل تولید در مغز استخوان و بافت لنفاوی است. تعداد طبیعی گلبول های قرمز
در آقایان 7-4 میلیون و در خانم ها 6-8/3 میلیون در واحد میلی لیتر میباشد (بورست
و همکاران (2001).
گلبول
های سفید
میزان
طبیعی گلبولهای سفید ۴۵۰۰ الی ۱۰۰۰۰ گلبول سفید در هر میکرولیتر(LCM) است. گویچههای سفید بخشی از دستگاه ایمنی
بدن هستند و بدن را از بیماریهای عفونی محافظت میکنند. در انسان بالغ گویچههای
سفید در مغز استخوان جناغ و لگن خاصره ساخته میشوند و در خون آزاد میشوند. تعداد
طبیعی گلبول های سفید 11-4 هزار در واحد میلی لیتر میباشد (بورست و همکاران (2001).
هموگلوبین
پروتئینی
است که در گلبولهای قرمز خون وجود دارد و نقش آن حمل نقل اکسیژن و دی اکسیدکربن
در خون است. این پروتئین دارای گروه هم که یک گروه پروستتیک است، میباشد. هموگلوبین
ها درساختار خود عنصر آهن دارند. این پروتئین دارای ساختمان چهارم میباشد و یک
ساختار تترامر دارد. غلظت متوسط هموگلوبین در حجم
معینی از گلبولهای قرمز است و با تقسیم هموگلوبین بر هماتوکریت به دست می آید
مقدار نرمال ان 33 گرم در دسی لیتر است .مقدار نرمال آن در زنان 5/15-5/11
g/dl و در
مردان 5/13 – 5/17 g/dl می باشد (والکر و همکاران
(2004).
MCH
مقدار وزن هموگلوبین در یک
گلبول قرمز متوسط بوده و به پیکوگرم محاسبه می شود ( پیکوگرم 10 بتوان 12- گرم ).
برای محاسبه آن
هموگلوبین شخص ( گرم درصد ) را ضربدر 10 می کنیم و حاصل ضرب را تقسیم
بر تعداد
RBC بر حسب میلیون می کنیم مقدار طبیعی آن در بالغین
2/33 – 5/27 پیکوگرم
می باشد (مهبدامیر، 1387)
.
MCV
حجم متوسط
گلبول قرمز بوده و برحسب فمتولیتر fl محاسبه می شود ( فمتولیتر10
بتوان 15- لیتر). برای محاسبه آن هماتوکریت شخص را ضربدر 10 کرده تقسیم بر تعداد RBC شخص ( بر
حسب میلیون ) می کنیم مقدار نرمال آن برای بالغین 96 -80 فمتولیتر می باشد. که البته
این مقدار برحسب سن فرق می کند در مواردی که گلبول های قرمز میکروسیتیک هستند مقدار
آن پائین تر از نرمال و در مواردیکه ماکروسیتیک هستند بیش از نرمال است (مهبدامیر،
1387)
.
MCHC
غلظت متوسط هموگلوبین گلبول های قرمز: که عبارت است
از مقدار هموگلوبین برحسب گرم، در 100 سی سی پک سل ( packed cell ). دراسفروسیتوز
ارثی و نوزادان بالاست درهموگلوبین SC هم ممکن است بالا باشد . در
آنمی میکروسیتیک مثلاً فقر آهن مقدار آن پائین است. برای محاسبه آن مقدار هموگلوبین
(گرم درصد ) را ضربدر 100 کرده تقسیم بر هماتوکریت می نمائیم مقدار طبیعی آن 4/33 – 5/35 درصد می باشد (مهبدامیر، 1387) .
هماتوکریت
هماتوکریت
یا HCT هم یکی از مقادیر اندازهگیری گلبول قرمز است. هماتوکریت درصدی از حجم کلی
خون است که از گلبول قرمز ساخته شده و با اندازهگیری قسمت قرمز رسوب خون در لوله آزمایش
نسبت به کل ارتفاع خون اندازهگیری می شود. به خاطر بیماریها و شرایط مختلفی که می
توانند اندازهگیری RBC و Hgb را با اشکال
مواجه کنند، HCT هم اندازهگیری می شود تا به
طور مستقیم نشاندهنده اندازه هموگلوبین و گلبول قرمز در خون باشد. این عدد معمولا
با درصد نشان داده می شود (مهبدامیر، 1387) .
هموگلوبین
ممکن است
به صورتهای مختلف
HGB،Hg، یا Hgb نوشته شود. که مخفف کلمه هموگلوبین، یکی از عناصر اصلی تشکیل دهنده گلبول
قرمز است. این ماده که در آن آهن به کار رفته خود از اسید آمینه تشکیل شده و جایگاههای
مختلفی برای ترکیب با اکسیژن دارد. هموگلوبین در جایی که اکسیژن زیاد وجود دارد با
آن ترکیب می شود و در محیط کم اکسیژن آن را آزاد می کند. اندازهگیری مقدارکلی هموگلوبین
در واقع نوعی نشانهنده تعداد گلبولهای قرمز است. مقدار طبیعی برای آقایان
بین ۱۴ تا ۱۸ گرم در هر
دسیلیتر است و برای خانمها مقادیر بین ۱۲ تا ۱۶ گرم در هر دسیلیتر طبیعی محسوب می شود (مهبدامیر،
1387)
.
پلاکت
پلاکتها
اجسام کروی یا بیضوی کوچکی به قطر ۴ - ۲ میکرون هستند
که از قطعه قطعه شدن سیتوپلاسم سلولهای بزرگی به نام مگا کاریوسیت (Mega karyocytes) در مغز استخوان حاصل میشود، فاقد هستهاند. با وجود این در مهرهداران
پست سلولهای هسته داری به نام ترومبوسیت معادل پلاکت میباشد. پلاکتها را ترومبوسیت
نیز مینامند. تعداد پلاکتها ۴۰۰ -
۲۰۰ هزار در هر میکرولیتر خون میباشد. و عمر آنها ۱۱ - ۸ روز میباشدکار
اصلی پلاکت جلوگیری از خونریزی است. که این عمل با چسبیدن پلاکتها به همدیگر و محل
آسیب دیده رگ و ترشح مواد دخیل در انعقاد انجام میگیرد. (مهبدامیر، 1387) .
فصل دوم
2-1-مقدمه
این فصل
شامل دو بخش است. در بخش اول، تحت عنوان مبانی نظری؛ تمرینات مقاومتی و عوامل
هماتولوژیک و دربخش دوم تحت عنوان مروری بر تحقیقات به عمل آمده، به بررسی تحقیقات
انجام گرفته در این زمینه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
2-2-مبانی
نظری تحقیق
تمرین
مقاومتی
نوعی
فعالیت بی هوازی است که طی آن از انقباض عضلانی برای افزایش قدرت و حجم عضلات
استفاده میشود. چنانچه تمرینات مقاومتی به درستی به کار بروند، فواید زیادی در
سلامتی کلی بدن همچون افزایش قدرت و چگالی استخوانها، عضلات، تاندونها و رباطها،
بهبود عملکرد مفاصل، افزایش متابولیسم بدن، بهبود عملکرد قلب و تنظیم کلسترول بدن
دارند. بحث های زیادی در مورد استفاده از تمرينات مقاومتي
براي بهبود عملكرد جسماني و فواید بهداشتی وجود دارد. برخي از اين تحقيقات به تاثيرات
جانبي اين نوع تمرينات اشاره دارند. تمرینات مقاومتی از طریق افزایش قدرت عضلانی،
توان و سرعت، هایپرتروفی، استقامت عضلانی، عملکرد حرکتی، تعادل و هماهنگی نقش مهمی
در بهبود عملکرد ورزشی بر عهده دارد. با وجود اين امروزه اكثر تمرينات بدنسازی در
رشته های مختلف ورزشی، با هدف کنترل وزن، پرورش اندام و یا توانبخشي از اين نوع
تمرينات استفاده مي کنند. علی رغم گرايش بسيار زياد به تمرينات مقاومتي منجر به
افزايش پروتئين هاي عضله و در نتیجه هايپرتروفي و به دنبال آن افزايش قدرت عضله می
شوند. از طرفی، در صورتي كه هايپرتروفي عضله با تمرينات مقاومتي افزايش يابد ممكن
است حجم عضله موجب محدود شدن دامنه حركتي و در نتيجه كاهش انعطاف پذيري پس از يك
دوره تمرينات مقاومتي شود. علاوه بر افزایش قدرت، با تاثیر بر عوامل هماتولوژیک،
افزايش توان بي هوازي يا انفجاري پس از تمرينات مقاومتي گزارش شده است (کرامرو همکاران، 2004).
عوامل ایمونوهماتولوژیک
دستگاه قلبی عروقی (گردش خون) از قلب،
عروق و خون تشکیل شده است. این دستگاه خون
را به سر تا سر بدن پمپ میکند خون، مایعی واسطهای و حاوی سلولهایی است که
اکسیژن و دیاکسیدکربن را انتقال میدهد و در ایمنی بدن نقش به سزایی دارد.
همچنین، دارای پروتئینهایی میباشد که در فرایند انعقاد، انتقال مواد مغذی و
الکترولیتهای مورد نیاز برای عملکرد مطلوب سلول را انجام میدهد (رواسی و همکاران،
1383). خون از دو بخش پلاسما[11]
(به طور عمده آب) و هماتوکریت (HCT)
[12]
تشکیل شده (ناگاشیما[13]
و همکاران، 2010) که منشأ همه آنها سلول بنیان[14]
مستقر در مغز استخوان است، هماتوکریت خون متشكل از گلبولهای سفید (WBC)[15]،
قرمز (RBC)[16]
و پلاکتها (PLT)[17]
در پلاسما شناورند (قنبری نیاکی و همکاران،
1385). گلبولهای سفید در همهی جنبههای اعمال ایمنی بدن نقش دارند، این نقش به
صورت مستقیم از طریق فعالیت سلولی یا به طور
غیر مستقیم با رهایش عوامل محلول انجام میگیرد (آنسلی[18]
و همکاران، 2007). اکسیژن به طور عمده از طریق پیوند با هموگلوبین (HB)[19]
انتقال مییابد. هموگلوبین، از یک بخش پروتئینی (گلوبین) و چهار بخش رنگ دانهای
به نام هم (هم آهنی است با قابلیت اتصال به اکسیژن) ساخته شده است. فعالیت بدنی
ممکن است تغییرات زیادی در تعداد، توزیع زیر گروهها و تکثیر گلبولهای سفید خون
ایجاد کند (روس[20]،
2001). همچنین پاسخهای خونی یا هماتولوژی[21]
نیز با هر نوع فعالیت بدنی، یکسان نیست. پاسخهای خونی میتواند تحت تاثیر عواملی
همچون زمان، شدت، مدت فعالیت و شرایط محیطی قرار گیرد (لی[22]
و همکاران، 2006). مطالعات زیادی نشان دادهاند هماتوکریت در نتیجه تمرینهای ورزشی تغییر
میکند. یافتههای نایمن[23] و
همکاران (2005) حاکی از افزایش شمار گلبولهای سفید پس از 30 دقیقه پیادهروی با
60 درصد توان هوازی بیشینه روی نوارگردان است (کیم و همکاران، 2014). گلیسون[24]
و همکاران (2007) نیز در مطالعه مروری خود افزایش گلبولهای سفید را پس از فعالیتهای
طولانی ( بیش از 90 دقیقه) و شدت 55 تا 75 درصد توان هوازی بیشینه را مشاهده کردند
(گلیسون و همکاران، 2007). قنبرینیاکی و همکاران (1384) پس از یک جلسه تمرین
مقاومتی دایرهای، هاویل و همکاران (1382) پس از یک جلسه تمرین هوازی به صورت
فزاینده در ورزشکاران جوان و بزرگسال و نمت[25]
و همکاران (2004) پس از یک جلسه تمرین کشتی، افزایش گلبولهای سفید و پلاکتها را
گزارش کردند. از طرفی، در پژوهش آنسلی[26]
و همکاران (2007) پس از 3 جلسه متوالی تمرینهای شدید تناوبی به شکل استقامتی در
شمار گلبولهای سفید تغییر معنیداری مشاهده نشد. سیمونس[27]
(2001) نیز در شمار گلبولهای سفید ورزشکاران قدرتی پس از یک جلسه تمرین مقاومتی،
تغییر معنیداری مشاهده نکرد (سیمونس، 2001).
گلبول
قرمز
گلبولهای قرمز سکه مانند، کوچک و فاقد هسته و
سایر اندامکها است. به همین جهت تنها منبع برای تامین انرژی در آن فرایند
گلیکولیز است. گلبول قرمز از حجمی بالغ بر 90 تا 95 میکرون برخوردار است. در شرایط
طبیعی قطر آنها به طور متوسط 5/7 میکرون مییاشد. تعداد گویچههای قرمز در حالت
طبیعی در خون زنان 6/3 تا 5/5 میلیون و در خون مردان 1/4 تا ۶ میلیون در هر
میکرولیتر میباشد. گلبول قرمز به وسیله
هموگلوبین خود در جاهایی که تراکم اکسیژن زیاد باشد این آهن با اکسیژن
ترکیب شده و اُکسی هموگلوبین را تشکیل میدهد و در جایی که تراکم اکسیژن کم باشد
تجزیه شده و اکسیژن آزاد میکند. همچنین محل تولید در مغز استخوان و بافت لنفاوی
است. تعداد طبیعی گلبول های قرمز در آقایان 7-4 میلیون و در خانم ها 6-8/3 میلیون
در واحد میلی لیتر میباشد (بورست و همکاران (2001).
گلبول
های سفید
میزان
طبیعی گلبولهای سفید ۴۵۰۰ الی ۱۰۰۰۰ گلبول سفید در هر میکرولیتر(LCM) است. گویچههای سفید بخشی از دستگاه ایمنی
بدن هستند و بدن را از بیماریهای عفونی محافظت میکنند. در انسان بالغ گویچههای
سفید در مغز استخوان جناغ و لگن خاصره ساخته میشوند و در خون آزاد میشوند. تعداد
طبیعی گلبول های سفید 11-4 هزار در واحد میلی لیتر میباشد (بورست و همکاران
(2001).
هموگلوبین
پروتئینی است که در گلبولهای قرمز خون وجود
دارد و نقش آن حمل نقل اکسیژن و دی اکسیدکربن در خون است. این پروتئین دارای گروه
هم که یک گروه پروستتیک است، میباشد. هموگلوبین ها درساختار خود عنصر آهن دارند.
این پروتئین دارای ساختمان چهارم میباشد و یک ساختار تترامر دارد. غلظت متوسط
هموگلوبین در
حجم معینی از گلبولهای قرمز است و با تقسیم هموگلوبین بر هماتوکریت به دست می آید
مقدار نرمال ان 33 گرم در دسی لیتر است .مقدار نرمال آن در زنان 5/15-5/11
g/dl و در مردان 5/13 – 5/17
g/dl می
باشد (والکر و همکاران (2004).
MCH
مقدار وزن هموگلوبین در یک
گلبول قرمز متوسط بوده و به پیکوگرم محاسبه می شود ( پیکوگرم 10 بتوان 12- گرم ).
برای محاسبه آن
هموگلوبین شخص ( گرم درصد ) را ضربدر 10 می کنیم و حاصل ضرب را تقسیم
بر تعداد
RBC بر حسب میلیون می کنیم مقدار طبیعی آن در بالغین
2/33 – 5/27
پیکوگرم می باشد (مهبدامیر، 1387)
.
MCV
حجم متوسط
گلبول قرمز بوده و برحسب فمتولیتر fl محاسبه می شود (
فمتولیتر10 بتوان 15- لیتر). برای محاسبه آن هماتوکریت شخص را ضربدر 10 کرده تقسیم
بر تعداد RBC شخص ( بر حسب میلیون ) می کنیم مقدار نرمال آن برای بالغین 96 -80
فمتولیتر می باشد. که البته این مقدار برحسب سن فرق می کند در مواردی که گلبول های
قرمز میکروسیتیک هستند مقدار آن پائین تر از نرمال و در مواردیکه ماکروسیتیک هستند
بیش از نرمال است (مهبدامیر، 1387)
.
MCHC
غلظت متوسط هموگلوبین گلبول های قرمز: که عبارت
است از مقدار هموگلوبین برحسب گرم، در 100 سی سی پک سل ( packed cell ).
دراسفروسیتوز ارثی و نوزادان بالاست درهموگلوبین SC هم
ممکن است بالا باشد . در آنمی میکروسیتیک مثلاً فقر آهن مقدار آن پائین است. برای
محاسبه آن مقدار هموگلوبین (گرم درصد ) را ضربدر 100 کرده تقسیم بر هماتوکریت می
نمائیم مقدار طبیعی آن 4/33 – 5/35 درصد می باشد (مهبدامیر، 1387) .
هماتوکریت
هماتوکریت
یا HCT هم یکی از مقادیر اندازهگیری گلبول قرمز است. هماتوکریت درصدی از
حجم کلی خون است که از گلبول قرمز ساخته شده و با اندازهگیری قسمت قرمز رسوب خون
در لوله آزمایش نسبت به کل ارتفاع خون اندازهگیری می شود. به خاطر بیماریها و
شرایط مختلفی که می توانند اندازهگیری RBC و Hgb را با
اشکال مواجه کنند، HCT هم اندازهگیری می شود
تا به طور مستقیم نشاندهنده اندازه هموگلوبین و گلبول قرمز در خون باشد. این عدد
معمولا با درصد نشان داده می شود (مهبدامیر، 1387) .
هموگلوبین
ممکن است
به صورتهای مختلف
HGB،Hg، یا Hgb نوشته شود. که مخفف کلمه هموگلوبین، یکی از عناصر اصلی تشکیل دهنده
گلبول قرمز است. این ماده که در آن آهن به کار رفته خود از اسید آمینه تشکیل شده
و جایگاههای مختلفی برای ترکیب با اکسیژن دارد. هموگلوبین در جایی که اکسیژن زیاد
وجود دارد با آن ترکیب می شود و در محیط کم اکسیژن آن را آزاد می کند. اندازهگیری
مقدارکلی هموگلوبین در واقع نوعی نشانهنده تعداد گلبولهای قرمز است. مقدار
طبیعی برای آقایان بین ۱۴ تا ۱۸ گرم در هر دسیلیتر است و
برای خانمها مقادیر بین ۱۲ تا ۱۶ گرم در
هر دسیلیتر طبیعی محسوب می شود (مهبدامیر، 1387) .
پلاکت
پلاکتها
اجسام کروی یا بیضوی کوچکی به قطر ۴ - ۲ میکرون هستند که از قطعه
قطعه شدن سیتوپلاسم سلولهای بزرگی به نام مگا کاریوسیت (Mega karyocytes) در مغز
استخوان حاصل میشود، فاقد هستهاند. با وجود این در مهرهداران پست سلولهای هسته
داری به نام ترومبوسیت معادل پلاکت میباشد. پلاکتها را ترومبوسیت نیز مینامند.
تعداد پلاکتها ۴۰۰ - ۲۰۰ هزار در هر میکرولیتر خون میباشد. و عمر آنها ۱۱ - ۸ روز میباشدکار
اصلی پلاکت جلوگیری از خونریزی است. که این عمل با چسبیدن پلاکتها به همدیگر و محل
آسیب دیده رگ و ترشح مواد دخیل در انعقاد انجام میگیرد. (مهبدامیر، 1387) .
پیشینه تحقیق
اراضی
و همکاران (1391) پاسخ عوامل هماتولوژیک به شدت های مختلف یک برنامه تمرین مقاومتی
دایره ای در دانشجویان پسر بررسی نمودند و نتایج حاصل از تحقیق نشان داد مقادیر Hct وRBC در گروه شدت پایین، RBC، Hb و MCV در
شدت های متوسط و WBC، Hct، Hb و MCV در گروه شدت
بالا افزایش معناداری نسبت به به پیش از تمرین داشتند (اراضی و همکاران، 1391).
قنبری
نیاکی و همکاران (1388) اثر 4 هفته تمرين بي هوازي رست (RAST) بر تغييرات هماتولوژيک در کيک بوکسورهاي
مرد بررسی کردند نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که تمرينات استقامتي،
تاثيرات مفيدي بر نيمرخ متغيرهاي خوني دارد. علي رغم توافق کلي بر تاثير تمرينات
هوازي بر شاخص هاي خوني، و توافق کلي درباره تاثير فعاليت بي هوازي به ويژه رست بر
شخص هاي هماتولوژي وجود ندارد. هدف از تحقيق حاضر، بررسي اثر چهار هفته تمرين بي
هوازي (آزمون رست به صورت يک پروتکل تمريني) بر شاخص هاي هماتولوژيک در کيک
بوکسورهاي مرد بوده است. بدين منظور 30 کيک بوکسور (با ميانگين سني 19.26±2.06 سال 69.76±13.7 کيلوگرم وزن، 177.5±5.8 سانتيمتر قد، و با شاخص توده بدن 22.6±3.56 کيلورگرم بر مجذور قد (شرکت کردند که به
طور تصادفي به دو گروه شاهد و تجربي تقسيم شدند. از افراد گروه تجربي (يا تمرين)،
خواسته شد تا نيمي از فعاليت منظم کيک بوکس را به تمرين بي هوازي (آزمون رست را به
صورت يک پروتکل تمريني هفته اي 3 بار به مدت 45 دقيقه) اختصاص دهند؛ در حالي که
گروه شاهد فقط تمرين منظم کيک بوکس را انجام مي دادند. نمونه هايخوني به مقدار 10cc در زمان هاي قبل، 2 هفته و 4 هفته پس از
تمرين از وريد بازويي گرفته و متغيرهاي خوني (MCHC، MCH، MCV، HCT، HGB، WBC RBC, MPV، RDW, RLT) اندازه گيري شد. افراد، حداقل 12 ساعت
ناشتا بودند. تغيير معني داري در HGB، PLT، MCV و RDW
پلاسما پس از تمرين مشاهده گرديد. علي رغم افزايش معني دار در MCV، HGB، PLT، و
کاهش معني دار در RDW،
تغييرات در WBC، RBC، HCT، MCH، MCHC معني دار نبود. نتايج این پژوهش، حاکي از آن
است که تمرين بي هوازي رست (با شرايط تحقيقي ما مي تواند سبب تغييراتي در تعداد
گلبول هاي سفيد خون بشود. از طرفي ديگر تغييرات اندازه و حجم پلاکت ها شايد به
افزايش لخته سازي خون شود که اين به نوبه خود ناشي از اين شکل از تمرين باشد که
فعال کننده پلاکت در محل تشکيل تومبوز و محرک ايجاد ترومبوز باشد (قنبری نیاکی و
همکاران 1388).
افشاری
و همکاران (1395) مقایسه تاثیر تمرینات سرعتی و قدرتی در حفظ شاخصهای هماتولوژیکی
و اکسیژن مصرفی بیشینه در ورزشکاران مرد 13 تا 15 سال بررسی نمودند و نتایج حاصل
از تحلیل داده ها نشان داد که تمرینات مختلف ورزشی میتواند سطوح اکسیژن مصرفی را
در ورزشکاران حفظ کند. این پژوهش به بررسی اثرات دو نوع برنامهی ورزشی
منتخب روی پارامترهای فیزیولوژیکی و ظرفیت هوازی ورزشکاران نوجوان
پرداخت که در آن 45 نوجوان ورزشکار سالم (سن 50/0±15/14سال، قد 23/8±19/161سانتیمتر، وزن52/68±08/6 کیلوگرم، نمایهی تودهی بدنی 98/2±37/18) که همگی آنان به انجام تمرینات استقامتی
پرداخته بودند، به سه گروه قدرتی (تعداد=15) گروه سرعتی (تعداد=15)، و گروه کنترل (تعداد=15)
تقسیم شدند. سپس برای بررسی اثر احتمالی پروتکل های تمرینی (انجام 8 هفته تمرینات
قدرتی و سرعتی) بر متغیرهای مورد نظر (اکسیژن مصرفی بیشینه، هموگلوبین، گلبولهای
قرمز، هماتوکریت، آزمونهای میدانی و نمونههای خونی در دو مرحلهی پیشآزمون و پسآزمون
از هر گروه گرفته شد. نتایج نشان داد هر دو نوع
تمرین سرعتی و قدرتی، موفق به حفظ دستاوردهای شاخص های ظرفیت هوازی شدند. هیچ
تفاوت معنیداری بین گروههای سرعتی و قدرتی در هیچ یک از متغیرهای مورد اندازهگیری
مشاهده نگردید. اما ظرفیت هوازی در گروه کنترل به طور قابلتوجهی در مقایسه با
گروه سرعتی 01/0=P و قدرتی001/0=P کاهش یافته بود. در مقایسهی بین گروه
سرعتی و قدرتی در هیچ یک از متغیر های مورد
نظر، نیز اختلاف معناداری مشاهده نشد.
سمواتی
شریف و همکاران (1395) تأثیر شش 6 هفته برنامه ورزشی هوازی بر عوامل هماتولوژیک
دختران نوجوان بررسی نمودند. این مطالعه نیمه تجربی در سال 1393 بر روی 20 دختر
12-11 ساله شهرستان همدان انجام شد. افراد به طور تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل
وارد مطالعه شدند. گروه تجربی به مدت شش هفته و سه جلسه در هفته تمرینات ورزشی
هوازی را انجام دادند. گروه کنترل فعالیتهای روزمرهشان را انجام میدادند. شمارش
کامل سلولهای خونیCBC با
استفاده از نمونههای خونی و اکسیژن مصرفی بیشینهVO2max با استفاده از آزمون 1600 متر دویدن و پیادهروی
قبل و پس از برنامه ورزشی، در هر دو گروه اندازهگیری شد. در این تحقیق اکسیژن
مصرفی بیشینه پس از دوره تمرینی در گروه تجربی افزایش یافت (018/0=p). مقادیر RBC، HGB و HCT در
هر دو گروه بهطور معناداری افزایش یافت (05/0>p). گذشته از این، مقادیر MCH و MCHC پس از ورزش در گروه کنترل کاهش یافت (05/0>p). مقدار WBC افزایش معنادار (01/0=p) و مقدار MCHC کاهش معناداری (05/0>p) را به ترتیب در گروههای کنترل و تجربی
نشان داد. با این وجود، در مقایسه برونگروهی تنها متغیر VO2max از نظر آماری معنادار بود (033/0=p)، تغییر معنادار دیگری در دیگر متغیرهای
هماتولوژیکی (PLT و MCV) در دو گروه وجود نداشت (05/0<p) (سمواتی شریف و همکاران 1395).
نعمتی
و همکاران (1390) اثر انقباض برونگرا بر تغییرات هماتولوژیک خون در مردان جوان غیر
ورزشکار بررسی نمودند و نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد تفاوت معناداری در
میزان لکوسیت ها، نوتروفیل ها، منوسیت ها و لنفوسیت ها به همراه پلاکت ها و حجم
متوسط گلبول قرمز بلافاصله بعد از تمرین وجود دارد همچنین نتایج نشان داد یک جلسه
تمرین مقاومتی به صورت انقباض برونگرا سبب تغییراتی در تعداد گلبول های سفید،
پلاکت و حجم متوسط گلبول قرمز بلافاصله بعد از تمرین شد (نعمتی و همکاران، 1390).
سالی و
همکاران پاسخ هاي
هماتولوژیکی 3 مرد
غیر
ورزشکار را به
یک
جلسه تمرین 10 دقیقه اي
تکرار 25 درصد شونده ایزومتریک در اکستنسورهاي زانو با
شدت 25، 50، 75 درصد نیروی در اختیاری انقباض
را مورد برسی قرار دادند و
مشاهده نمودند که
در
شدت هاي 50 و 75 درصد MCV همۀ
متغیرهاي WBC نوتروفیل
ها،
لنفوسیت ها و
منوسیت ها به
صورت معناداري افزایش یافتند؛ ولی
در
شد
ت 20 درصد MCV تنها متغیر های WBC و لنفوسیت ها
به صورت معنادار افزایش یافتند. ایشان عنوان نمودند که افزایش WBC به شدت تمرین وابسته بوده است (كاراكوك [28]وهمكاران، 2005).
تاکانو[29] و همکاران
نیز در سال 2005 در تحقیقی تأثیر تمرین مقاومتی کم شدت با محدودیت جریان خون یک
جلسه ای را بر پاسخ های همودینامیکی و هورمونی بررسی کردند. در این مطالعه 11 مرد
میانسال 45-26 ساله شرکت کردند. داوطلبان تجربه تمرین مقاومتی نداشتند و عدم ابتلا
به بیماری های قلبی–عروقی و ریوی، عدم مصرف داروی خاصی و نداشتن
ورزشی منظم از شرایط انتخاب افراد بود. برنامه تمرین شامل حرکت اکستنشن زانو بود
که با محدودیت شدن جریان خون در هر دو پا توسط یک کمربند الاستیک، انجام شد. شدت
تمرین 20 درصد یک تکرار بیشینه بود. ابتدا آزمودنی ها 30 تکرار را بدون استراحت
انجام دادند و پس از 20 ثانیه استراحت، سه ست را تا زمان خستگی ادامه دادند. تمام
تمرینات در عصر و حداقل 4 ساعت بعد از آخرین وعده غذایی انجام شد. قبل و 30 دقیقه
پس از اتمام تمرین، خونگیری انجام شد. نتایج نشان داد سطوح سرمی هورمون رشد،
نورآدرنالین، IGF-1 و سطح لاکتات خون هم اندازه گیری شدند.
نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که سطح لاکتات خون و سطح سرمی نورآدرنالین بعداز
تمرین مقاومتی با و بدون با محدودیت جریان خون در مقایسه با قبل از تمرین به طور
قابل توجهی افزایش یافت؛ اما افزایش در غلظت لاکتات پس از تمرین مقاومتی BFR خیلی بیشتر از تمرین بدون با محدودیت جریان خونبود. پس از تمرین
مقاومتی با محدودیت جریان خون، سطوح سرمی هورمون رشد و IGF-1 به طور قابل توجهی افزایش یافت. بر اساس نتایج این تحقیق، بین
افزایش سطح هورمون رشد با سطح نورآدرنالین و لاکتات ارتباط وجود ندارد (فوجیتا و
همکاران، 2005).
سالی و همکاران پاسخ هاي هماتولوژیکی
3 مرد غیر ورزشکار را به یک جلسه تمرین 10 دقیقه اي تکرار 25 درصد شونده ایزومتریک
در اکستنسورهاي زانو با شدت 25، 50، 75 درصد نیروی در اختیاری انقباض (MCV) را مورد
برسی قرار دادند و مشاهده نمودند که در شدت هاي 50 و 75 درصد MCV همۀ متغیرهاي
WBC نوتروفیل ها، لنفوسیت ها و منوسیت ها به صورت معناداري افزایش یافتند؛ ولی
در شد ت 20 درصد MCV تنها متغیر های WBC و لنفوسیت
ها به صورت معنادار افزایش یافتند. ایشان عنوان نمودند که افزایش WBC به شدت
تمرین وابسته بوده است (كاراكوك وهمكاران، 2005).
براي ارزيابي تغييرات گلبول
هاي قرمز خون، احمديزاد و همكاران (2005) گزارش كردند بعد از فعاليت هاي مقاومتي تغييرات
ناپايداري در متغيرهاي خوني همچون تغيير در غلظت آهن به وجود مي آيد. كاهش حجم پلاسما
موجب افزايش شمار گلبول هاي قرمز خون، هموگلوبين و هماتوكريت و در نهايت، موجب افزايش
ويسكوزيته پلاسما بلافاصله بعد از فعاليت هاي مقاومتي مي شود (، احمديزاد و همكاران،
2005).
برمون و همكاران (2009) نشان دادند در اثر فعاليت هاي
مقاومتي حاد ميزان گلبول هاي سفيد در طيف هاي مختلف بلافاصله بعد از آن افزايش مي يابد
(برمون و همکاران، 2009). همچنين طيبي و همكاران (2010) نشان دادند يک جلسه فعاليت
مقاومتي موجب كاهش معناداري در تعداد گلبول هاي قرمز خون بلافاصله بعد از تمرين مي
شود . احمدی آزاد و همکاران (1382) افزایش معنادار تعداد پلاکت (PLT) و حجم متوسط پلاکت (MPV) را به دنبال سه نوع تمرین
مقاومتی با شدت های متفاوت مشاهده کردند (احمدی ازاد و همکاران،1382). همچنین هوی جون و همکاران افزایش معناداری را در میزان گلبول
های سفید خون و تعداد پلاکت ها پس از یک مسابقه اولتراماراتن مشاهده کردنند؛ ولی هیچ
تغییر معناداری در میزان متغیرهایی چون سلول های قرمز خون (RBC)، حجم متوسط گلبول قرمز،
غلظت متوسط هموگلوبین (MCH)، پهنای
توزیع گلبول قرمز (RDW)، هموگلوبین (HGB)،هماتوکریت (HCT) مشاهده نکردند (هوی و همکاران،
2004).
ناتالی و همكاران (2002) پژوهشی در رابطه با اثر سه نوع
فعاليت مختلف (مقاومتی، هوازی با شدت زياد و شدت كم) بر متغيرهای هماتولوژيك انجام
دادند. نتايج نشان داد فعاليت هوازی با شدت زياد موجب تغييرات بيشتری نسبت به دو نوع
فعاليت ديگر می شود (ناتالی و همکاران، 2002). همین پژوهشگران در تحقیقی دیگر
(2004) که تأثیر یک جلسه فعالیت 5 دقیقه ای رکاب زدن روی دوچرخه کارسنج با 90 درصد
حداکثر اکسیژن مصرفی را بررسی کردند، تغییر معناداری در گلبول های سفید مشاهده نکردند
(نمت و همکاران، 2004). هاویل و همکاران (2003)
افزایش معناداری در گلبول سفید خون پس از یک جلسه فعالیت هوازی به صورت فزاینده در
ورزشکاران جوان و بزرگسال مشاهده کردند (هاویل و همکاران، 2003). بویادجیوف و همکاران (2000) کاهش معناداری در تعداد گلبول
های قرمز دختران و پسران جوان، در ورزش های زیر بیشینه مشاهده کردند و تغییرات مشاهده
شده در هر دو جنس را به عامل تمرین مربوط دانست (بویادجیوف و همکاران، 2000).
محمدی و همکاران (1392) عوامل همودینامیک را در مردان سنین دانشگاهی
بررسی کردن و نتایج تحلیل داده ها نشان داد که 3 هفته تمرین مقاومتی با جریان خون
محدود شده (BFR) نسبت به قبل تمرین تاثیر معناداری بر فشارخون دیاستولیک دارد
(محمدی و همکاران، 1392).
4-جمعبندی
بهطور کلی بر اساس نتایج
پژوهشهای انجام گرفته، تغییرات در عوامل هماتولوژیک پس از تمرینات مقاومتی، به
حجم و شدت تمرین بستگی دارد. بر اساس شواهد پژوهشی، تمرین مقاومتی با شدت بالا،
یعنی تقریباً 80 درصد 1RM باعث افزایش معنادار بر عوامل هماتولوژیک میشود این شدت تمرین
مقاومتی، برای ایجاد تغییر در عوامل هماتولوژیک نیز ضروریست. علاوه بر آن، در
برنامه تمرینی تحقیقات انجام شده، مدت3 هفته متوالی برای بهرهگیری از فواید
تمرینات مقاومتی با شدت بالا ضروریست. اما تمرینات مقاومتی با شدت بالا برای برخی
از افراد بویژه سالمندان و بیماران قلبی-عروقی دارای محدودیتهای اجرایی است. در بررسی متغیرهای وابسته تحقیقات مربوط به تمرینات مقاومتی، مشاهده شد که بیشتر مطالعات تأثیر این تمرینات را بر قدرت
و سطح مقطع عضله و بعضاً عوامل هورمونی مورد مطالعه قرار دادهاند و در زمینه
تأثیر این تمرینات بر عوامل هماتولوژیک خون مطالعات محدودی وجود دارد و نتایج همین
مطالعات محدود در زمینه تأثیر تمرینات مقاومتی بر عوامل هماتولوژیک متناقض و مکانیسم تأثیر
آن ناشناخته است. از اینرو، در تحقیق حاضر تأثیر 8 هفته تمرین مقاومتی بر برخی
عوامل هماتولوژیک مورد بررسی قرار میگیرد.
فصل
سوم
3-1-مقدمه
فصل
سوم شامل روش پژوهش، جامعه و نمونه آماری، مراحل انجام کار، آنالیز آزمایشگاهی و
روشهای آنالیز آماری دادههای پژوهش میباشد. جزئیات دقیق اجرای کار به تفصیل
توضیح داده میشود.
در
این تحقیق که از نوع نیمه تجربی و طرح تحقیق از نوع پیشآزمون-پسآزمون با گروه
کنترل است، تغییرات حاصل از اجرای دو برنامه مداخلهای شامل 8 هفته تمرین مقاومتی
بر سطح عوامل هماتولوژیک مورد بررسی قرار گرفت.
جامعه آماری و نمونه تحقیق
جامعه آماری تحقیق حاضر را زنان
غیرورزشکار شهر سنندج که تمرین در هیچ رشته ورزشی نداشتند، تشکیل میدهد. 24
آزمودنی به صورت نمونه گیری در دسترس از جامع آماری شهرستان سنندج با دامنه سني 25
تا 35 سال استفاده شد.که به صورت تصادفی در یک گروه تمرین مقاومتی (12 آزمودني) و
یک گروه کنترل (12 آزمودني) تقسيم شدند. بعد از انتخاب اوليه آزمودني ها و قبل از
دریافت رضایتنامه کتبی اطلاعات جامع و
كاملي از تحقيق در اختيار آن ها به صورت كتبي و شفاهي قرار گرفت. معيارهاي ورود شامل
برخورداري از سلامت كامل بدنی ،عدم استفاده از رژيم غذايي خاص، عدم انجام تمرينهاي
بدني منظم، عدم مصرف دارو بود. پس از توجيه آزمودني ها از آنها رضايت نامه ي كتبي
گرفته شد. گروه ها براساس وضعیت جسمانی، درصد چربی بدن و شاخص توده بدنی(BMI) تفاوت معنی داری با هم نداشتند. سپس
ویژگیهاي عمومی آزمودنی ها شامل سن، وزن قد، نمایه توده بدن و درصد چربی بدن(به
طور غير مستقيم و برآوردي از طريق اندازه گيري چربي زير پوستي در سه نقطه شكم، فوق
خاصره و سه سر بازو با استفاده از كاليپر
وچگالی بدن با معادله سه نقطه ای (جکسون و پولاک، 1985) و فرمول (سیری، 1993) ثبت
گردید. تمامي اندازه گيری ها قبل از شروع نمونه گيري خون و تمرینات مقاومتی انجام
شد. براي تعیین شدت تمرینات، یک تکرار بیشینه ازطریق فرمول استفاده شد (برزیکی،
2005).
{تعداد تکرارها×0278/0)-0278/1}/مقدار وزنه= یک تکرار بیشینه
روش انجام تحقیق
یک هفته قبل از انجام تحقیق آزمودنی ها با روش کار و نحوه
صحیح انجام حرکات آشنا شدند. بعد از مرحله آشنائی با تمرینات، آزمودنیها در سالن
بدنسازی معلم حاضر شده و پس از 10 دقيقه گرم کردن، یک گروه تمرینات مقاومتی را جهت
بررسی پاسخ های آن بر عوامل مختلف هماتولوژی و ترکیب بدنی انجام دادند. برنامه
تمريني شامل شش حرکت پرس سينه، جلو بازو و پشت بازو با هالتر ، اسكوات با استفاده
از دستگاه ، پشت پا و جلو پا با دستگاه قرقره بود. که تعداد ست 3 و هر ست 6-8 حرکت
با فاصله استراحتی 180 ثانیه بین هر ست با شدت 60 تا 65 درصد یک تکرار بیشینه بود.
همچنين 10 دقيقه سرد کردن یا دوره بازيافت در انتهاي هر جلسه گنجانده شد.
نمونه گيري خون در ساعت 8 تا30/8 صبح در آزمایشگاه در حالت
ناشتا انجام گردید. نمونه گيري از وريد بازوئي دست راست و در حالت نشسته به مقدار 10 سي سي انجام گرديد. نمونه گيري قبل
از شروع برنامه تمرينات و بعد از اتمام تمرینات مقاومتی مجددا به همین منوال تکرار
گردید. برای اندازه گیری متغیرهای هماتولوژیک و شمارش
سلول های خونی با استفاده از دستگاه
SEYSMEX انجام
خواهد شد. استفاده از لوله های
CBC استاندارد با مواد ضد انعقاد مناسب جهت صحت آزمایش
الزامی است. برای دستگاه
SEYSMEX K1000 استفاده از ماده ضد انعقاد K2 و برای دستگاه
SYSMEX KX21 استفاده از ماده ضد انعقاد K3 جهت دیف
دستگاه الزامی است، لوله
CBC را باید تا خط نشانه پر شود .بعد از خارج کردن خون کنترل
از یخچال و اطمینان از معتبر بودن آن، خون را بر روی دستگاه روتیتر قرار داده وتا
هم دما شدن آن با محیط صبر می کنیم. سپس خون کنترل را به دستگاه می دهیم، سپس جواب
دستگاه را با جواب خون کنترل مقایسه می کنیم. در صورت مغایرت لازم است ضرایب
دستگاه را تغییر دهیم. همچنین Hb نیز با استفاده
از لیزازیون انجام می شود.
ابزار
گردآوری داده ها:
اندازه
گیری وزن:از یک ترازوی دیجیتالی دقیقseca استفاده شد روش اندازه
گیری به این صورت بود که آزمودنی ها بدون کفش و با لباس ورزشی سبک روی ترازو قرار
گرفتن و وزن آزمودنی ها بر حسب کیلوگرم ثبت گردید. وقد آزمودنی ها هم با استفاده
از قدسنج دیواری اندازه گیری شد.قد آزمودنی ها بر حسب متر اندازه گیری شد.
دستگاه
فشارسنج دیجیتال
اندازه
گیری درصد چربی بدن با استفاده ازدستگاه کالیپر لافایت ساخت آمریکا.
اندازه
گیری شاخص توده بدنی با استفاده از فرمول وزن(kg) بر
قد(متر) به نمای 2 بر حسب کیلوگرم به متر مربع استفاده شد.
دستگاه
ارزیابی ترکیب بدن مدلOMRON ساخت فنلاند برای
ارزیابی ترکیب بدن(آب عضلات .استخوان ها ...)
تجزیه و
تحلیل بیوشیمیایی
نمونه
گيري از وريد بازوئي دست راست و در حالت نشسته
به مقدار 10 سي سي انجام گرديد. نمونه گيري قبل از شروع برنامه تمرينات و
بعد از اتمام تمرینات مقاومتی مجددا به همین منوال تکرار گردید. به منظور تهیه
پلاسما بلافاصله ماده ضد انعقادي EDTA به نمونه اضافه گرديد و به مدت 10 دقيقه در
2500 تا 2700 دور در دقيقه سانتريفوژ گرديده و پلاسماي حاصل از سانتريفوژ خون به
فريزر منتقل گرديد. برای اندازه گیری متغیرهای هماتولوژیک و شمارش سلول های خونی
با استفاده از دستگاه
SEYSMEX انجام
خواهد شد. استفاده از لوله های
CBC استاندارد با مواد ضد انعقاد مناسب جهت صحت آزمایش
الزامی است. برای دستگاه
SEYSMEX K1000 استفاده از ماده ضد انعقاد K2 و برای دستگاه
SYSMEX KX21 استفاده از ماده ضد انعقاد K3 جهت دیف
دستگاه الزامی است، لوله
CBC را باید تا خط نشانه پر شود .بعد از خارج کردن خون کنترل
از یخچال و اطمینان از معتبر بودن آن، خون را بر روی دستگاه روتیتر قرار داده وتا
هم دما شدن آن با محیط صبر می کنیم. سپس خون کنترل را به دستگاه می دهیم، سپس جواب
دستگاه را با جواب خون کنترل مقایسه کردیم.
روشها و ابزار تجزيه و تحليل دادهها
اطلاعات
پژوهش حاضر در دوسطح توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. آزمون شاپیرو
ویلک برای بررسی طبیعی بودن دادهها استفاده شد. بعد از اطمینان از طبیعی بودن
توزیع داده ها، برای تحلیل دادههای آماری با رعایت پیشفرض استفاده از آزمون
پارامتریک، از آزمون تی مستقل و تی وابسته استفاده خواهد شد. برای بررسی و تعیین
محل دقیق اختلاف میانگینها از آزمون آماری تعقیبی بونفرونی استفاده شد.تمامی عملیات
آماری با استفاده از نرمافزار SPSS 22 در سطح معنيداری (05/≤0P) به کار گرفته شد.
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده ها
فصل
چهارم تحقيق از جمله مهمترين بخشهايی است که در رسيدن به هدفهای پژوهش کمک
شايانی میکند. پس از آنكه محقق دادهها را گردآوري، استخراج و طبقهبندي نمود و
جداول توزيع فراواني و نسبتهاي توزيع را تهيه كرد، بايد مرحله جديدي از فرايند
تحقيق كه به مرحله تجزيه و تحليل دادهها معروف است، آغاز شد (حافظ نيا، 1387).
این فصل شامل دو بخش آمار توصیفی و آمار استنباطي
است که در بخش اول خصوصیات دموگرافیک و نیز متغیرهای مرتبط با فرضیات تحقیق و در
قالب جداول آمار توصیفی ارائه گردیده است.
در بخش آمار تحلیلی از آزمونهاي كولموگروف –
اسميرنوف، لون و تحليل كوواريانس استفاده ميشود. برای تجزیه و تحلیل دادههای
استخراج شده نیز از نرم افزار آماری SPSS ویرایش 22 بهرهبرداری
گردیده است. نتایج حاصله در قالب جداول تحلیلی و نمودار ارائه شده است.
4-1- آمار توصيفي
در این بخش دادههای مربوط
به 22 نفر از آزمودنیها که به طور منظم و تا پایان مطالعه با محقق همکاری کردند،
توصیف میشود. 2 نفر از گروه آزمایش به دلیل درد عضلانی شدید و
یا آسیب دیدگی از ادامه همکاری انصراف دادند.
4-1-1-وضعیت
آزمودنیها
جدول شماره 4-1: توزيع
فراواني شركت كنندگان بر اساس نوع گروه
|
گروه |
فراواني |
درصد |
|
كنترل |
12 |
5/54 |
|
آزمايش |
10 |
5/45 |
|
مجموع |
22 |
100 |
همانطور كه از جدول شماره (4-1) پيداست، از بين 22 نفر آزمودنی شركت
كننده در اين پژوهش، 10 نفر معادل 5/45 درصد
در گروه آزمایش 12 نفر معادل 5/54 درصد در گروه کنترل مورد بررسي قرار
گرفتهاند.
4-1-2-وضعیت
سن آزمودنیها
جدول شماره 4-2: یافتههای
توصیفی شركت كنندگان
|
|
گروه |
میانگین |
انحراف معیار |
|
سن |
كنترل |
2/28 |
82/2 |
|
آزمايش |
5/27 |
50/2 |
|
|
وزن |
كنترل |
50/67 |
86/3 |
|
آزمايش |
75/67 |
51/4 |
|
|
قد |
كنترل |
164 |
8/3 |
|
آزمايش |
165 |
5/4 |
|
|
BMI |
كنترل |
13/21 |
62/1 |
|
آزمايش |
87/21 |
15/2 |
همانطور كه از جدول شماره (4-2) پيداست، از بين 22 نفرآزمودنی در
اين پژوهش، میانگین سنی گروه كنترل 2/28 و انحراف معیار آن 82/2 و میانگین سنی
گروه آزمایش 5/27 و انحراف معیار آن 50/2 بوده است.
میانگین وزن گروه كنترل و 5/67 و انحراف معیار آن 86/3 و
میانگین وزن گروه آزمایش 75/67 و انحراف معیار آن 51/4 بوده است.
میانگین قد گروه كنترل 164 و انحراف معیار آن 8/3 و میانگین
قد گروه آزمایش 165 و انحراف معیار آن 5/4 بوده است.
میانگین BMI
گروه كنترل 13/41 و انحراف معیار آن 62/1 و میانگین BMI گروه آزمایش 87/40 و انحراف معیار آن 15/2
بوده است.
4-1-6-اطلاعات
توصیفی متغیرها
جدول شماره 4-6 اطلاعات آماري مربوط به نمرات متغیرها در پيشآزمون و
پسآزمون زنان غیر ورزشکار به تفكيك گروه را نشان مي دهد.
جدول شماره 4-3: آمار
توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش
|
|
|
تعداد |
ميانگين |
انحراف
معيار |
|
|
RBC |
آزمايش |
پيشآزمون |
12 |
40/4 |
437/0 |
|
پسآزمون |
12 |
07/6 |
33/1 |
||
|
كنترل |
پيشآزمون |
10 |
47/4 |
452/0 |
|
|
پسآزمون |
10 |
37/4 |
616/0 |
||
|
WBC |
آزمايش |
پيشآزمون |
12 |
37/6 |
762/0 |
|
پسآزمون |
12 |
30/7 |
348/1 |
||
|
كنترل |
پيشآزمون |
10 |
51/6 |
823/0 |
|
|
پسآزمون |
10 |
48/6 |
796/0 |
||
|
HB |
آزمايش |
پيشآزمون |
12 |
67/13 |
924/0 |
|
پسآزمون |
12 |
09/14 |
04/1 |
||
|
كنترل |
پيشآزمون |
10 |
03/14 |
670/0 |
|
|
پسآزمون |
10 |
14 |
639/0 |
||
|
HCT |
آزمايش |
پيشآزمون |
12 |
75/41 |
540/0 |
|
پسآزمون |
12 |
75/44 |
680/0 |
||
|
كنترل |
پيشآزمون |
10 |
98/41 |
493/0 |
|
|
پسآزمون |
10 |
22/42 |
319/0 |
||
|
PLAT |
آزمايش |
پيشآزمون |
12 |
41/340 |
28/6 |
|
پسآزمون |
12 |
25/347 |
22/6 |
||
|
كنترل |
پيشآزمون |
10 |
50/344 |
56/8 |
|
|
پسآزمون |
10 |
345 |
47/8 |
||
|
MCV |
آزمايش |
پيشآزمون |
12 |
23/85 |
79/1 |
|
پسآزمون |
12 |
85/90 |
02/2 |
||
|
كنترل |
پيشآزمون |
10 |
88/84 |
94/1 |
|
|
پسآزمون |
10 |
08/85 |
05/2 |
||
|
MCH |
آزمايش |
پيشآزمون |
12 |
008/30 |
71/1 |
|
پسآزمون |
12 |
04/30 |
50/1 |
||
|
كنترل |
پيشآزمون |
10 |
94/2 |
41/1 |
|
|
پسآزمون |
10 |
84/29 |
36/1 |
||
|
MCHC |
آزمايش |
پيشآزمون |
12 |
42/32 |
35/1 |
|
پسآزمون |
12 |
41/32 |
35/1 |
||
|
كنترل |
پيشآزمون |
10 |
45/33 |
53/1 |
|
|
پسآزمون |
10 |
46/33 |
51/1 |
||
جدول فوق گوياي اين مطلب است كه نمرات RBC گروه آزمايش در حالت پيشآزمون کمتر از گروه
كنترل ميباشد در حالي كه در پسآزمون عكس قضيه فوق صورت گرفته است. همچنين
بيشترين ميزان پراكندگي نمرات در گروه آزمايش و در پسآزمون ميباشد.
نمرات WBC گروه آزمايش در حالت پيشآزمون کمتر از گروه كنترل ميباشد در
حالي كه در پسآزمون عكس قضيه فوق صورت گرفته است. همچنين بيشترين ميزان پراكندگي
نمرات در گروه آزمايش و در پسآزمون ميباشد.
نمرات HB گروه آزمايش در حالت پيشآزمون کمتر از گروه كنترل ميباشد در
حالي كه در پسآزمون عكس قضيه فوق صورت گرفته است. همچنين بيشترين ميزان پراكندگي
نمرات در گروه آزمايش و در پسآزمون ميباشد.
نمرات HCT گروه آزمايش در حالت پيشآزمون کمتر از گروه كنترل ميباشد در
حالي كه در پسآزمون عكس قضيه فوق صورت گرفته است. همچنين بيشترين ميزان پراكندگي
نمرات در گروه آزمايش و در پسآزمون ميباشد.
نمرات PLAT گروه آزمايش در حالت پيشآزمون کمتر از گروه كنترل ميباشد در
حالي كه در پسآزمون عكس قضيه فوق صورت گرفته است. همچنين بيشترين ميزان پراكندگي
نمرات در گروه کنترل و در پیشآزمون ميباشد.
نمرات MCV گروه آزمايش در حالت پيشآزمون بیشتر از گروه كنترل ميباشد
همچنین در پسآزمون نیز نمرات MCV
گروه آزمايش بیشتر از گروه كنترل ميباشد. بيشترين ميزان پراكندگي نمرات در گروه
کنترل و در پسآزمون ميباشد.
نمرات MCH گروه آزمايش در حالت پيشآزمون بیشتر از گروه كنترل ميباشد در
حالي كه در پسآزمون نیز نمرات MCH
گروه آزمايش بیشتر از گروه كنترل ميباشد. همچنين بيشترين ميزان پراكندگي نمرات در
گروه آزمايش و در پیشآزمون ميباشد.
نمرات MCHC گروه آزمايش در حالت پيشآزمون
کمتر از گروه كنترل ميباشد در حالي كه در پسآزمون نمرات MCHC گروه
آزمايش کمتر از گروه كنترل ميباشد. همچنين بيشترين ميزان پراكندگي نمرات در گروه
کنترل و در پیشآزمون ميباشد.
4-2-
آمار استنباطي
4-2-1-بررسي
نرمال بودن متغيرها
ابتدا قبل از بررسي فرضيههای پژوهش لازم است برای
بررسی نرمال بودن متغیرهاي تحقیق از آزمون کولموگروف – اسمیرنف استفاده شد. لذا جدول شماره (4-4) نرمال بودن متغيرهاي پژوهش در پيشآزمون
و پسآزمون، در هر دو گروه كنترل و آزمايش را نشان ميدهد.
جدول شماره (4-4): بررسی وضعیت نرمال بودن متغیرها
|
حالات |
متغير |
مقدار آزمون كولموگروف – اسميرنوف |
سطح معناداری |
|
پيش آزمون |
RBC |
477/0 |
977/0 |
|
WBC |
694/0 |
721/0 |
|
|
HB |
62/0 |
837/0 |
|
|
HCT |
38/0 |
999/0 |
|
|
PLAT |
425/0 |
994/0 |
|
|
MCV |
414/0 |
995/0 |
|
|
MCH |
6/0 |
864/0 |
|
|
|
MCHC |
63/0 |
832/0 |
|
پس آزمون |
RBC |
59/0 |
878/0 |
|
WBC |
71/0 |
695/0 |
|
|
HB |
543/0 |
93/0 |
|
|
HCT |
662/0 |
773/0 |
|
|
PLAT |
427/0 |
993/0 |
|
|
MCV |
736/0 |
65/0 |
|
|
MCH |
671/0 |
758/0 |
|
|
MCHC |
533/0 |
83/0 |
با توجه به جدول فوق ميتوان نتيجه گرفت كه سطوح معناداري متغيرها
در پيشآزمون و پسآزمون بيشتر از 05/0 ميباشد. لذا متغیرهاي فوق نرمال ميباشند،
با توجه به نرمال بودن متغيرهاي مذكور استفاده از آزمونهاي پارامتريك را جهت
بررسي فرضیههای پژوهش توجيه مينمايند.
4-2-2-فرضیات پژوهش
فرض
اول : 8 هفته تمرین مقاومتی بر RBC زنان غیر ورزشکار تفاوت ندارد.
برای بررسی فرضیه اول پژوهش از آزمون تی مستقل استفاده شده
که نتایج آن در جدول 4-5 ارائه شده است.
جدول4-5
نتایج آزمون لوین و آزمون تی گروه کنترل و آزمایش در متغیر RBC
|
متغیر |
شاخصهای آماری شرایط آزمون t |
آزمون لوین برای برابری واریانسها |
آزمون t
برای بررسی برابری (یا نابرابری) میانگینها |
|||||||
|
F |
معناداری |
t |
درجه
آزادی |
معناداری |
تفاوت
میانگین |
خطای استاندارد تفاوت |
فاصله
اطمینان 95 درصد |
|||
|
حد
پایین |
حد
بالا |
|||||||||
|
RBC |
با رعایت پیش فرض برابری واریانس ها |
87/2 |
105/0 |
70/3 |
20 |
001/0 |
70/1 |
46/0 |
74/0 |
66/2 |
|
با عدم رعایت پیش فرض برابری واریانسها |
93/3 |
04/16 |
001/0 |
70/1 |
43/0 |
78/0 |
62/2 |
|||
همانطور که در جدول 4-5 مشاهده میشود، آزمون لوین پیش فرض
برابری واریانسها را (05/0>P و
105/0=F ) در گروه کنترل و
آزمایش مورد تایید قرار میدهد. در قسمت آزمون t جدول 4-5 نیز نشان داده شده است که گروه
کنترل و آزمایش در میزان RBC دارای
تفاوت معنادار(001/0>P و 70/3=t ) هستند. بنابراین این فرضیه مبنی بر اینکه
8 هفته تمرین مقاومتی بر RBC زنان
غیر ورزشکار تفاوت معنادار وجود دارد مورد تایید قرار میگیرد.بنابراین فرض پژوهش
تایید و فرض صفر رد خواهد شد.
فرض
دوم: 8 هفته تمرین مقاومتی بر WBC زنان غیر ورزشکار تفاوت ندارد.
برای بررسی فرضیه دوم پژوهش از آزمون تی مستقل استفاده شده
که نتایج آن در جدول 4-6 ارائه شده است.
جدول4-6
نتایج آزمون لوین و آزمون تی گروه کنترل و آزمایش در متغیر WBC
|
متغیر |
شاخصهای آماری شرایط آزمون t |
آزمون لوین برای برابری واریانسها |
آزمون t
برای بررسی برابری (یا نابرابری) میانگینها |
|||||||
|
F |
معناداری |
T |
درجه
آزادی |
معناداری |
تفاوت
میانگین |
خطای استاندارد تفاوت |
فاصله
اطمینان 95 درصد |
|||
|
حد
پایین |
حد
بالا |
|||||||||
|
|
با رعایت پیش فرض برابری واریانس ها |
85/5 |
025/0 |
68/1 |
20 |
107/0 |
82/0 |
48/0 |
192/0 |
83/1 |
|
WBC |
با عدم رعایت پیش فرض برابری واریانسها |
76/1 |
23/18 |
094/0 |
82/0 |
463/0 |
153/0- |
79/1 |
||
همانطور که در جدول 4-6 مشاهده میشود، آزمون لوین پیش فرض
برابری واریانسها را (05/0>P و
85/5=F ) در گروه کنترل و
آزمایش مورد تایید قرار نمیدهد. در قسمت آزمون t جدول 4-6 نیز نشان داده شده است که در شرایط عدم رعایت پیش فرض
برابر واریانسها گروه کنترل و آزمایش در میزان WBC دارای تفاوت معنادار(107/0=P و 68/1=t ) نیستند. بنابراین این فرضیه مبنی بر اینکه
8 هفته تمرین مقاومتی بر WBC زنان
غیر ورزشکار تفاوت معنادار وجود دارد مورد تایید قرار نمیگیرد. بنابراین فرض
پژوهش رد و فرض صفر مورد تایید قرار می گیرد
فرض سوم:
8 هفته تمرین مقاومتی بر Hb زنان غیر ورزشکار تفاوت ندارد.
برای بررسی فرضیه سوم پژوهش از آزمون تی مستقل استفاده شده
که نتایج آن در جدول 4-7 ارائه شده است.
جدول4-7
نتایج آزمون لوین و آزمون تی گروه کنترل و آزمایش در متغیر Hb
|
متغیر |
شاخصهای آماری شرایط آزمون t |
آزمون لوین برای برابری واریانسها |
آزمون t
برای بررسی برابری (یا نابرابری) میانگینها |
|||||||
|
F |
معناداری |
T |
درجه
آزادی |
معناداری |
تفاوت
میانگین |
خطای استاندارد تفاوت |
فاصله
اطمینان 95 درصد |
|||
|
حد
پایین |
حد
بالا |
|||||||||
|
|
با رعایت پیش فرض برابری واریانس ها |
16/3 |
091/0 |
24/0 |
20 |
81/0 |
09/0 |
38/0 |
70/0- |
88/0 |
|
Hb |
با عدم رعایت پیش فرض برابری واریانسها |
25/0 |
5/18 |
80/0 |
09/0 |
36/0 |
67/0- |
85/0 |
||
همانطور که در جدول 4-7 مشاهده میشود، آزمون لوین
پیش فرض برابری واریانسها را (05/0>P و 16/3=F ) در
گروه کنترل و آزمایش مورد تایید قرار میدهد. در قسمت آزمون t جدول
4-7 نیز نشان داده شده است که گروه کنترل و آزمایش در میزان Hb دارای
تفاوت معنادار(09/0=P و 24/0=t )
نیستند. بنابراین این فرضیه مبنی بر اینکه 8 هفته تمرین مقاومتی بر Hb زنان
غیر ورزشکار تفاوت معنادار وجود دارد مورد تایید قرار نمیگیرد. بنابراین فرض پژوهش
رد و فرض صفر تایید خواهد شد.
فرض چهارم: 8 هفته تمرین مقاومتی بر HCT زنان
غیر ورزشکار تفاوت ندارد.
برای بررسی فرضیه چهارم پژوهش از آزمون تی مستقل
استفاده شده که نتایج آن در جدول 4-8 ارائه شده است.
جدول4-8
نتایج آزمون لوین و آزمون تی گروه کنترل و آزمایش در متغیر HCT
|
متغیر |
شاخصهای آماری شرایط آزمون t |
آزمون لوین برای برابری واریانسها |
آزمون t
برای بررسی برابری (یا نابرابری) میانگینها |
|||||||
|
F |
معناداری |
t |
درجه
آزادی |
معناداری |
تفاوت
میانگین |
خطای استاندارد تفاوت |
فاصله
اطمینان 95 درصد |
|||
|
حد
پایین |
حد
بالا |
|||||||||
|
|
با رعایت پیش فرض برابری واریانس ها |
25/4 |
052/0 |
78/10 |
20 |
000/0 |
53/2 |
23/0 |
04/2 |
01/3 |
|
HCT |
با عدم رعایت پیش فرض برابری واریانسها |
46/11 |
19/16 |
000/0 |
53/2 |
22/0 |
06/2 |
99/2 |
||
همانطور که در جدول 4-8 مشاهده میشود، آزمون لوین
پیش فرض برابری واریانسها را (05/0>P و 25/4=F ) در
گروه کنترل و آزمایش مورد تایید قرار میدهد. در قسمت آزمون t جدول
4-8 نیز نشان داده شده است که گروه کنترل و آزمایش در میزان HCT دارای
تفاوت معنادار(000/0=P و 78/10=t )
هستند. بنابراین این فرضیه مبنی بر اینکه 8 هفته تمرین مقاومتی بر HCT زنان
غیر ورزشکار تفاوت معنادار وجود دارد مورد تایید قرار میگیرد.بنابراین فرض پژهش
تایید و فرض صفر رد خواهد شد.
فرض پنجم:
8 هفته تمرین مقاومتی بر PLTPV زنان غیر ورزشکار تفاوت ندارد.
برای بررسی فرضیه پنجم پژوهش از آزمون تی مستقل استفاده شده
که نتایج آن در جدول 4-9 ارائه شده است.
جدول4-9 نتایج آزمون لوین و آزمون تی گروه کنترل
و آزمایش در متغیر PLTPV
|
متغیر |
شاخصهای آماری شرایط آزمون t |
آزمون لوین برای برابری واریانسها |
آزمون t
برای بررسی برابری (یا نابرابری) میانگینها |
|||||||
|
F |
معناداری |
t |
درجه
آزادی |
معناداری |
تفاوت
میانگین |
خطای استاندارد تفاوت |
فاصله
اطمینان 95 درصد |
|||
|
حد
پایین |
حد
بالا |
|||||||||
|
PLTPV |
با رعایت پیش فرض برابری واریانس ها |
47/1 |
23/0 |
71/0 |
20 |
48/0 |
25/2 |
13/3 |
28/4- |
78/8 |
|
با عدم رعایت پیش فرض برابری واریانسها |
69/0 |
23/16 |
49/0 |
25/2 |
22/3 |
58/4- |
08/9 |
|||
همانطور که در جدول 4-9 مشاهده میشود، آزمون لوین
پیش فرض برابری واریانسها را (05/0>P و 23/0=F ) در
گروه کنترل و آزمایش مورد تایید قرار میدهد. در قسمت آزمون t جدول
4-9 نیز نشان داده شده است که گروه کنترل و آزمایش در میزان PLTPV دارای
تفاوت معنادار(48/0=P و 71/0=t )
نیستند. بنابراین این فرضیه مبنی بر اینکه 8 هفته تمرین مقاومتی بر PLTPV زنان
غیر ورزشکار تفاوت معنادار وجود دارد مورد تایید قرار نمیگیرد. بنابراین فرض
پژوهش رد و فرض صفر مورد تایید قرار میگیرد.
فرض ششم:
8 هفته تمرین مقاومتی بر MCV زنان غیر ورزشکار تفاوت ندارد.
برای
بررسی فرضیه ششم پژوهش از آزمون تی مستقل استفاده شده که نتایج آن در جدول 4-10
ارائه شده است.
جدول4-10 نتایج آزمون
لوین و آزمون تی گروه کنترل و آزمایش در متغیر MCV
|
متغیر |
شاخصهای آماری شرایط آزمون t |
آزمون لوین برای برابری واریانسها |
آزمون t
برای بررسی برابری (یا نابرابری) میانگینها |
|||||||
|
F |
معناداری |
t |
درجه
آزادی |
معناداری |
تفاوت
میانگین |
خطای استاندارد تفاوت |
فاصله
اطمینان 95 درصد |
|||
|
حد
پایین |
حد
بالا |
|||||||||
|
|
با رعایت پیش فرض برابری واریانس ها |
001/0 |
978/0 |
61/6 |
20 |
000/0 |
77/5 |
87/0 |
95/3 |
60/7 |
|
MCV |
با عدم رعایت پیش فرض برابری واریانسها |
60/6 |
19/19 |
000/0 |
77/5 |
87/0 |
94/3 |
60/7 |
||
همانطور که در جدول 4-10 مشاهده میشود، آزمون
لوین پیش فرض برابری واریانسها را (05/0>P و
97/0=F ) در گروه کنترل و آزمایش مورد تایید قرار میدهد. در قسمت آزمون t جدول
4-10 نیز نشان داده شده است که گروه کنترل و آزمایش در میزان MCV دارای
تفاوت معنادار(000/0=P و 61/6=t )
هستند. بنابراین این فرضیه مبنی بر اینکه 8 هفته تمرین مقاومتی بر MCV زنان
غیر ورزشکار تفاوت معنادار وجود دارد مورد تایید قرار میگیرد. بنابراین فرض پژوهش
تایید و فرض صفر رد خواهد شد.
فرض
هفتم : 8 هفته تمرین مقاومتی بر MCH زنان غیر ورزشکار تفاوت ندارد.
برای
بررسی فرضیه هفتم پژوهش از آزمون تی مستقل استفاده شده که نتایج آن در جدول 4-11
ارائه شده است.
جدول4-11
نتایج آزمون لوین و آزمون تی گروه کنترل و آزمایش در متغیر MCH
|
متغیر |
شاخصهای آماری شرایط آزمون t |
آزمون لوین برای برابری واریانسها |
آزمون t
برای بررسی برابری (یا نابرابری) میانگینها |
|||||||
|
F |
معناداری |
t |
درجه
آزادی |
معناداری |
تفاوت
میانگین |
خطای استاندارد تفاوت |
فاصله
اطمینان 95 درصد |
|||
|
حد
پایین |
حد
بالا |
|||||||||
|
MCH |
با رعایت پیش فرض برابری واریانس ها |
02/1 |
32/0 |
33/0 |
20 |
73/0 |
20/0 |
59/0 |
04/1- |
44/1 |
|
با عدم رعایت پیش فرض برابری واریانسها |
34/0 |
99/19 |
73/0 |
20/0 |
58/0 |
01/1- |
42/1 |
|||
همانطور که در جدول 4-11 مشاهده میشود، آزمون
لوین پیش فرض برابری واریانسها را (05/0>P و
32/0=F ) در گروه کنترل و آزمایش مورد تایید قرار میدهد. در قسمت آزمون t جدول
4-11 نیز نشان داده شده است که گروه کنترل و آزمایش در میزان MCH دارای
تفاوت معنادار(73/0=P و 33/0=t )
نیستند. بنابراین این فرضیه مبنی بر اینکه 8 هفته تمرین مقاومتی بر MCH زنان
غیر ورزشکار تفاوت معنادار وجود دارد مورد تایید قرار نمیگیرد. بنابراین فرض
پژوهش رد و فرض صفر تایید خواهد شد.
فرض
هشتم: 8 هفته تمرین مقاومتی بر MCHC زنان غیر ورزشکار تفاوت ندارد.
برای
بررسی فرضیه هشتم پژوهش از آزمون تی مستقل استفاده شده که نتایج آن در جدول 4-12
ارائه شده است.
جدول4-12
نتایج آزمون لوین و آزمون تی گروه کنترل و آزمایش در متغیر MCHC
|
متغیر |
شاخصهای آماری شرایط آزمون t |
آزمون لوین برای برابری واریانسها |
آزمون t
برای بررسی برابری (یا نابرابری) میانگینها |
|||||||
|
F |
معناداری |
t |
درجه
آزادی |
معناداری |
تفاوت
میانگین |
خطای استاندارد تفاوت |
فاصله
اطمینان 95 درصد |
|||
|
حد
پایین |
حد
بالا |
|||||||||
|
MCHC |
با رعایت پیش فرض برابری واریانس ها |
50/0 |
48/0 |
70/1- |
20 |
104/0 |
04/1- |
61/0 |
32/2- |
23/0 |
|
با عدم رعایت پیش فرض برابری واریانسها |
68/1- |
34/18 |
109/0 |
04/1- |
61/0 |
34/2- |
25/0 |
|||
همانطور که در جدول 4-12 مشاهده میشود، آزمون
لوین پیش فرض برابری واریانسها را (05/0>P و
50/0=F ) در گروه کنترل و آزمایش مورد تایید قرار میدهد. در قسمت آزمون t جدول
4-12 نیز نشان داده شده است که گروه کنترل و آزمایش در میزان MCHC دارای
تفاوت معنادار(104/0=P و 70/1=t)
نیستند. بنابراین این فرضیه مبنی بر اینکه 8 هفته تمرین مقاومتی بر MCHC زنان
غیر ورزشکار تفاوت معنادار وجود دارد مورد تایید قرار نمیگیرد.بنابراین فرض پژوهش
رد و فرض صفر تایید خواهد شد.
فصل پنجم
بحث و
نتیجه گیری
5-1 – مقدمه
در این
فصل ابتدا گزارشی از خلاصه تحقیق که در چهار فصل گذشته به تفصیل به آن پرداخته شدهاست، ارائه میشود
و سپس به بحث و بررسی درباره نتایج پژوهش و مقایسه آنها با نتایج پژوهشهای
دیگر میپردازیم. در پایان پیشنهادهای کاربردی پژوهش حاضر و همچنین پیشنهادهای
پژوهشی مطرح میشود.
5-2-خلاصه
تحقیق
تمرین
مقاومتی که طی آن از انقباض عضلانی برای افزایش قدرت و حجم عضلات استفاده میشود.
چنانچه به درستی به کار بروند، فواید زیادی در سلامتی کلی بدن همچون افزایش قدرت و
چگالی استخوانها، عضلات، تاندونها و رباطها، بهبود عملکرد مفاصل، افزایش
متابولیسم بدن، بهبود عملکرد قلب و تنظیم کلسترول بدن دارند (قنبری نیاکی و
همکاران، 1392). همچنین توصیههای فراوان برای انجام تمرینات
مقاومتی برای پیشگیری از کاهش توده عضلانی و انجام این تمرینات در برنامههای
مرتبط با سلامتی، همراه است (رواسی
و همکاران، 1383). این موضوع بیانگر این است که تمرینات مقاومتی
برای برخی از افراد بویژه سالمندان و بیماران قلبی-عروقی در ارتباط با عوامل عروقی
و هماتولوژی حائز اهمیت است. ازاینرو، هدف از انجام این تحقیق بررسی اثر 8 هفته
تمرین مقاومتی بر سطح عوامل هماتولوژی است. 24 آزمودنی دختر غیره ورزشکار به صورت نمونه گیری در دسترس
از جامع آماری شهرستان سنندج با دامنه سني
25تا 35 سال استفاده شد.که به صورت
تصادفی در یک گروه تمرین مقاومتی (12 آزمودني) و یک گروه کنترل (12 آزمودني) تقسيم
شدند. برنامه
تمريني شامل شش حرکت پرس سينه، جلو بازو و پشت بازو با هالتر ، اسكوات با استفاده
از دستگاه ، پشت پا و جلو پا با دستگاه قرقره بود. که تعداد ست 3 و هر ست 6-8 حرکت
با فاصله استراحتی 180 ثانیه بین هر ست با شدت 60 تا 65 درصد یک تکرار بیشینه بود.
همچنين 10 دقيقه سرد کردن یا دوره بازيافت در انتهاي هر جلسه گنجانده شد.
بعد از
اطمینان از طبیعی بودن توزیع داده ها، برای تحلیل دادههای آماری با رعایت پیشفرض
استفاده از آزمون پارامتریک، از آزمون آماری تی مستقل و تی وابسته استفاده خواهد
شد. برای بررسی و تعیین محل دقیق اختلاف میانگینها از آزمون آماری تعقیبی
بونفرونی استفاده شد.تمامی عملیات آماری با استفاده از نرمافزار SPSS 22 در
سطح معنيداری (05/≥0P) به
کار گرفته شد. تحلیل دادهها نشان داد تمرین مقاومتی باعث افزایش معنیدار سطح RBC، MCV و HCT در
مقایسه با مقادیر پیش از تمرین شد این در حالیست که تغییرات در مقادیر WBC، Hb، PLTPV ،MCH و MCHC
معنادار نبود (05/0p<).
بحث و نتیجه گیری
نتایج حاصل از تحلیل داده
های تحقیق حاضر نشان داد که 8 هفته تمرین مقاومتی منجر به افزایش معناداری در سطح RBC در
مقایسه با گروه کنترل شده است. این یافته با نتایج تحیقات ناگاشیما و همکاران
(2010)، اراضی و همکاران (1391)، قنبری نیاکی و همکاران (1392)، سماواتی شریف و
همکاران (1395) و رواسی و همکاران (1383) همسو است. طول دوره تمرین در این تحقیقات
بین 2 تا 16 هفته متفاوت بود. کاهش حجم پلاسما، موجب افزایش غلظت خون می شود.
بنابراین، بخش های سلولی و پروتئینی، کسر بیشتری از حجم خون را اشغال می کنند، این
امر منجر به افزایش هماتوکریت می شود. این افزایش حتی بدون افزایش شمار گلبول های
قرمز، موجب افزایش مقدار گلبول های قرمز در هر واحد حجم می گردد. از سوی دیگر طی
ورزش، شمار گلبول های قرمز در گردش خون می تواند در نتیجه رها ساختن سلول های قرمز
ذخیره شده در طحال افزایش یافته که منجر به افزایش هموگلوبین خون در هر واحد از
حجم شود (گائینی و همکاران، 1385). در بیان برخی تفاوت ها در این ارتباط می توان
به نوع تمرین های استفاده شده، شدت، فاصله زمانی استراحت و سطح آمادگی آزمودنی ها
اشاره کرد. با توجه به اینکه این تمرینات از وهله های استراحتی برخوردارند، لذا
شدت فعالیت می تواند از عواملی باشد که منجر به تغییراتی در روند همولیز درون
عروقی شود و کاهش گلبول های قرمز در نتیجه کاهش هماتوکریت و هموگلوبین در مقایسه
با تمرین های که از استراحت کافی برخوردار نبوده، کمتر صورت می گیردو یا حتی ممکن
است به دلیل رها شدن گلبول های قرمز از ذخیره طحالی، سطح آنها افزایش یابد. این
موضوع می تواند متغیر گلبول های قرمز را تحت تاثیر قرار داده و از علل افزایش آن،
در پژوهش حاضر باشد. با وجود این، کاهش حجم پلاسما در طی فعالیت می تواند آسیب زا
بوده و عملکرد ورزشکار را تحت تاثیر قرار می دهد. لذا توصیه می شود در حین انجام
فعالیت های بدنی که از شدت بالایی برخوردارند، ملاحظات تمرینی را مورد توجه قرار
داده و از مصرف کافی مایعات قبل تمرین و در طی تمرین همچنین در مرحله ریکاوری،
اطمینان کامل حاصل شود. همچنین، گلبولهای قرمز در یک جلسه تمرین سنگین در مقایسه
با زمان استراحت، با آسیب دیدگی بیشتری مواجه میشوند، زیرا برخورد مکرر آنها به
دیواره رگهای خونی به مراتب بیشتر است. در شرایطی که پارگی غشای گلبولهای قرمز
شدید باشد مقدار هموگلوبین و سایر مواد پروتئینی در ادرار افزایش پیدا میکند.
علاوه بر این، حالت اسیدوز که در برخی از فعالیتهای بدنی سنگین به وجود میآید
موجب آسیب پذیری و تجزیه شدن سریعتر گلبولهای قرمز میشود. علیرغم اینکه تعداد
مطلق گلبولهای قرمز در خون تغییر نمیکند تعداد گلبولهای قرمز در بافتهای فعال،
هنگام اجرای فعالیتهای بدنی افزایش پیدا میکند. این پدیده به دلیل افزایش جریان
خون در بافتهای فعال به وجود میآید که با افزایش شمار گلبولهای قرمز و همچنین
افزایش اندک هماتوکریت و هموگلوبین بلافاصله پس از تمرین در پژوهش حاضر همسو است (نیکبخت،
1383).
نتایج این پژوهش در ارتباط
با تغییرات MCV نشان داد، افزایش معناداری در گروه تمرین پس از انجام تمرین
مقاومتی در 8 هفته تمرین مشاهده شد که این موضوع با قنبری نیاکی و همکاران (1392)
همخوانی دارد. اما با نتایج بویادجیوف و همکاران و اراضی و همکاران همسو نیست.
همچنین در پژوهش حاضر تغییرات معناداری در MCV، MCH و MCHC مشاهده شد این نتایج با بویادجیوف و همکاران، موسی زاده و همکاران، اراضی و
همکاران و هوی جون و همکاران هم خوانی ندارد. البته برخی از پژوهشگران در ارتباط
با تغییرات ورزشی در خصوص گلبول های قرمز و عوامل خونی، دگرگونی مورفولوژی
اریتروسیت ها را در ارتباط با عوامل MCH و MCHC
متعاقب فعالیت های بدنی کوتاه مدت همراه با خستگی بدن، بدون تغییر ذکر کرده اند ک
این امر با یافته ما در گروه شدت پایین مطابقت دارد. در پژوهش حاضر تغییرات معناداری
در این دو متغیر مشاهده نشد که این موضوع با نتایج یافته های قنبری نیاکی و
همکاران، موسی زاده و همکاران، هوی جون و همکاران و اراضی و همکاران همسو بوده و
با نتایج یافته های بویادجیوف و همکاران همخوانی ندارد (قنبری و همکاران، 1378).
کاهش حجم پلاسما، افزایش غلظت خون و نتیجه مقاومت در برابر جریان خون همراه با
افزایش هماتوکریت اتفاق می افتد. به دلیل اینکه اکسیژن به وسیله گلبول های قرمز
انتقال پیدا می کند، بنابراین افزایش تعداد گلبول های خون می تواند انتقال اکسیژن
را به حداکثر برساند. ولی چنانچه افزایش تعداد گلبول های خون با افزایش حجم پلاسما
همراه نباشد، ویسکوزیته خون افزایش می یابد که می تواند باعث کاهش جریان خون شود.
این امر می تواند از نقطه نظر اسیب شناسی در شدت های بالا مورد توجه قرار گیرد. در
مقابل ترکیب کم هماتوکریت و حجم زیاد پلاسما، ویسکوزیته خون را کاهش می دهد. به
نظر می رسد کاهش ویسکوزیته در برخی موارد مفید باشد، زیرا خون وظیفه انتقال خود را
به خوبی انجام می دهد که دلیل آن سهولت جریان خون در عروق است (گتمن و همکاران،
2002). هنگام فعالیت بدنی، پایین بودن هماتوکریت همراه با تعداد طبیعی و یا بیشتر
گلبول های قرمز خون، شرایط مطلوبی است که می تواند سبب تسهیل انتقال اکسیژن شود (روسو
و همکاران، 2011). همچنین لکوسیت ها نیز به ورزش و فعالیت جسمانی پاسخ هایی را
نشان می دهند که این پاسخ ها به متغیرهای متعددی شامل شدت تمرین، مدت تمرین و شاخص
های آمادگی جسمانی فرد بستگی دارد (اراضی و همکاران، 1392). کاهش سطوح MCH و MCHC می
تواند سبب کاهش اکسیژن در دسترس عضلات فعال گردد. کاهش اکسیژن در دسترس، وابستگی
عضلات فعال را به ذخایر بی هوازی خود بیشتر کرده منجر به تجمع اسیدلاکتیک بیشتر و
همچنین تخلیه ذخایر انرژی فوری و در نهایت افت اجرای ورزشکار می شود (حسینی و
همکاران، 1387). مطالعات نشان می دهد تجمع اسیدلاکتیک ناشی از تمرینات شدید، موجب
افزایش آسیب پذیری سلول های قرمز خون و در نتیجه تجزیه هموگلوبین شده و در نهایت
کاهش سطوح هموگلوبین و هماتوکریت را به همراه دارد (بروجردی و همکاران، 2009).
علاوه بر این، در نتایج برخی از پژوهش ها این نکته مشهود است که به دنبال تمرینات
شدید بدنی، هموگلوبین و هماتوکریت در خون محیطی کاهش می یابد. برخی از پژوهشگران
در ارتباط با تغییرات ورزشی در سیستم گلبولهای قرمز و عوامل خونی، دگرگونی
مورفولوژی اریتروسیتها را در رابطه با عوامل MCV ,MCHC ,MCH و PLT
متعاقب فعالیتهای بدنی کوتاه مدت همراه با خستگی بدن، بدون تغییر ذکر کردهاند (زیبیگیو[30]
و همکاران، 1990).
یافته های پژوهش نشان داد
حجم پلاسمای خون (PV) پیش آزمون با پس آزمون تفاوت معناداری ندارد. این یافته حاکی از
عدم پدیده رقیق یا غلیظ شدن پلاسما و ثبات نسبی حجم آن است. در طول اجرای تمرینات،
به آزمودنی ها اجازه داده شده بود به مقدار کافی آب بنوشند. از طرفی تمریناتی که
انجام دادند از شدت بالایی برخوردار نبودف این امر عدم تغییر حجم پلاسما را توجیه
می کند.
در پژوهش حاضر در تعداد
گلبول های سفید خون (WBC) پس از 8 هفته تمرین
مقاومتی تغییر معناداری مشاهده نشد. لکوسیتوز یکی از تغییرات قابل ملاحظه ای است
که پس از فعالیت های ورزشی با شدت متوسط تا شدید در گردش خون مشاهده می شود. ممکن
است پس از پایان برخی از انواع تمرینات، شمار گلبول های سفید خون به مدت چند ساعت
بالا باقی بماند. به نظر می رسد میزان لکوسیتوز با شدت و مدت تمرین نسبت مستقیم و
با میزان آمادگی افراد رابطه عکس داشته باشد. علاوه بر این ممکن است لکوسیتوز تحت
تاثیر عوامل تنظیم کننده پاسخ های هورمونی بدن به فعالیت ورزشی قرار گیرد (رفیعی،
1381). این یافته ها با نتایج پژوهش های فیلد و همکاران همخوانی دارد اما با نتایج
پژوهش های سیمونسن و همکاران و آنسلی و همکاران مبنی بر عدم افزایش شمار گلبول های
سفید هم سو نیست. نتایج بهدست آمده از اغلب پژوهشهای انجام شده پیرامون تغییرات
گلبولهای سفید در فعالیتهای گوناگون جسمانی مشخص میکند در فعاليتهاي شديد
و طولاني افزايش گلبولهاي سفيد بيشتر و پايدارتر است. با وجود اين، عدم تغيير
شمار گلبولهاي سفيد پس از يك جلسه تمرين در این پژوهش و پژوهشهای مشابه ممکن
است ناشي از عدم تحريك عوامل ايمني، محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- فوق کلیه [31]
و عدم كفايت مدت و شدت تمرينات در ايجاد تغييرات مذكور باشد كه خود حاكي از ايمن
بودن اجرای اين گونه تمرينها از نظر ايمني است. این یافته با پژوهشهای آنسلی و
همکاران (2007) و سیمونس (2001) همخوانی دارد (آنسلی و همکاران، 2007). اما با
نتایج پژوهشهای نایمن و همکاران (2005)، گلیسون (2007)، قنبرینیاکی و همکاران
(1384)، هاویل و همکاران (1382) و نمت و همکاران (2004) همسو نیست.
در تحقیق حاضر سطح
هماتوکریت و هموگلوبین خون پس از 8 هفته تمرین مقاومتی افزایش معناداری مشاهده نشد.
قنبري (1378) بعد از 5 هفته تمرين هوازي با 60%-80% HRmax
افزايش ناچيزي در هموگلوبين و هماتوكريت زنان ورزشكار و غير ورزشكار مشاهده كرد كه
در زنان غير ورزشكار بيشتر بود. علت اختلاف نتايج ما با مشاهدات قنبري شايد به
دليل وضعيت اوليه آزمودنيها، شدت، نوع و طول دوره ي تمرينات باشد (ایسورین[32]،
2005). همتي (1386) نيز بعد از 8 هفته تمرين هوازي همراه با مصرف مكمل آهن تغيير
معني داري در مقدار هموگلوبين، هماتوكريت، RBC و WBC
مشاهده نكرد (همتی، 1386). اين عدم همخواني مي تواند به علت تفاوت در شدت و نوع
تمرين و يا مصرف مكمل آهن در تحقيق همتي باشد. از طرفي ساليانه (1385) در مقايسه
تمرينات تناوبي و تداومي مشاهده كرد، RBC در هر دو گروه افزايش
داشت كه در ورزش تناوبي اين تغييرات بيشتر بود. با توجه به اينكه در اين تحقيق
تمرين هوازي اجرا شده و خونگيري بلافاصله بعد تمرين انجام شده است، علت متناقض
بودن اين نتايج با تحقيق حاضر مي تواند به تفاوت نوع تمرين و يا زمان انجام
خونگيري باشد (ادیلسون[33]،
2004). تنها مطالعه اي كه اثر تمرين مقاومتي را در اين زمينه مورد بررسي قرار داد،
هفرنان (2007)، بود كه تغيير معني داري در مقدار هموگلوبين و هماتوكريت مردان غير
فعال مشاهده نكرد، كه در خصوص هماتوكريت با نتايج ما مغاير است، اما در مورد
هموگلوبين نتيجه يكسان بود. اكثر مطالعات بررسي شده در اين تحقيق هوازي بودند كه
منجر به كاهش حجم پلاسما شده است، ولي در تحقيق حاضر، كاهش غير معني دار 5/2 درصدي
اسمولاليته مشاهده شد كه مي تواند به دليل افزايش حجم پلاسما باشد. بنابراين، وجود
تفاوت هاي مشاهده شده در نتايج اين مطالعه نسبت به گزارش هاي ديگر، ممكن است مربوط
به عدم تغيير و يا افزايش اندك حجم پلاسمايي اين تحقيق نسبت به پروتكل هاي مختلف
تمريني ديگر باشد. در مقالات پيشين نيز، پس از تمرينات مقاومتي افزايش كمي در حجم
پلاسما ملاحظه شده است (هفرنان، 2007) كه با نتايج ما همسو مي باشد. از طرفي در
پايان دوره ي بي تمريني تفاوت معني داري بين پس آزمون و بي تمريني مشاهده نشد.
بروز این پدیده تأخیری را میتوان به عواملی همچون شدت، مدت، ماهیت ترکیبی تمرینات
و استراحت ناکافی بین تمرینات نسبت داد که به طور مؤثر شاخصهای مهم تبادلات گازی
و انتقال اکسیژن به عضلات فعال را کاهش دادهاند. از نقطه نظر فیزیولوژیکی، در
صورت عدم تغییر حجم پلاسما، این امر اکسیژن در دسترس عضلات فعال را کاهش داده و
سبب میشود عضلات از ذخایر انرژی بیهوازی خود بیشتر استفاده کنند. استفاده از
ذخایر انرژی فوری نیز به نوبه خود سبب تخلیه ذخایر گلیکوژنی، کاهش PH و
تجمع لاکتات در خون میشود که در مجموع منجر به بروز خستگی میگردد و اجرای
ورزشکار را تضعیف مینماید (تانیا[34]
و همکاران، 2003).
در تحقیق حاضر سطح پلاکت پس
از 8 هفته تمرین مقاومتی تغییر معناداری مشاهده نشد. چرخه پلاکت ها از لحاظ اندازه
تراکم و واکنش پذیری نامتجانس می باشد این مشخص می کند که سن و اندازه پلاکت یک
تعیین کننده مستقل برای عملکرد پلاکت هستند. پلاکت ها تحت شرایط تولید پلاکت تحریک
شده ساخته می شوند که پنینگتون و همکاران از آن به نام استرس پلاکت ها می باشند.mpv در
مقایسه با چرخه چرخه پلاکت های طبیعی دقیق ترین ارزیاب اندازه پلاکت می باشد (احمدی
ازاد و همکاران،1382). تعداد پلاکت ها در ورزش افزایش می یابد، که این افزایش به
دلیل رهایی پلاکت های تازه از بستر عروقی یعنی طحال، مغز استخوان و دیگر ذخایر
پلاکت در بدن می باشد. ترشح اپی نفرین موجب انقباض قوی طحال می شود، یعنی جایی که
حدود یک سوم پلاکت های بدن در آن ذخیره شده است. این مکانیزم می تواند دلیل افزایش
زیاد میزان پلاکت در ورزش را توضیح بدهد. همچنین در مرحله حاد فعال سازی پلاکت،
افزایش در حجم پلاکت ممکن است در نتیجه تغییر شکل قطعات مگاکاریوسیت سیتوپلاسم می
باشد (هوی و همکاران، 2004). در تحقیقات تاثیرات تمرین روی تراکم پلاکت ها و
نشانگرهای فعال سازی پلاکت، اختلاف نظر هست البته این توضیح نیز وجو دارد که
تمرینات کوتاه مدت، سبب فعال سازی انعقاد خون و افزایش فیبرینولیز خون می شود و
تعادل ظریف میان شکل گیری لخته خون و تجزیه آن در حدود طبیعی حفظ می کند (برمون و
همکاران، 2009). از طرف دیگر نتایج مطالعات بیشتر نشان دادند که اندازه پلاکت،
بازتابی از فعال شدن پلاکت می باشدو فعال شدگی پلاکت در اثر یک تمرین شدید موقت
خاطر نشان می سازد که از عوامل متعددی متاثر می شود، ارزیابی MPV می
تواند بازتابی از سطح تغییرات میزان تحریک پلاکت باشد، بنابراین ممکن است MPV، شاخص
ساده ای برای فعال شدگی پلاکت محسوب شود (اراضی و همکاران، 1391).
5-5-پیشنهادات
5-5-1پیشنهادات کاربردی:
پیشنهاد می شود، پاسخ هورمونهای مرتبط با عوامل
هماتولوژیک پس از تمرینات مقاومتی کم شدت و شدید یک جلسهای و 8 هفته ای مورد مطالعه قرار
گیرد.
به زنان غیرورزشکار و
مربیان ورزشی توصیه می شود جهت ارتقای سطح سلامت دستگاه همورئولوژیکی از انجام
فعالیت مقاومتی با شدت پایین تر در جلسات استفاده کنند تا شاخص های انعقادی و
هماتولوژیکی در سطح خطرناکی قرار نگیرند.
پیشنهاد داده می شود
افرادی که قصد دارند در یک مدت زمان8 هفته ای از تمرینات مقاومتی برای افزایش
عوامل هماتولوژیک استفاده نمایند می توانند از حجم تمرین ارائه شده استفاده
نمایند.
5-5-2.پیشنهادات پژوهشی
پیشنهاد
می شود تاثیر تمرینات بی هوازی و تمرینات مقاومتی را بر شاخص های هماتولوژیکی در
زنان ورزشکار بررسی شود.
پیشنهاد
می شود تاثیر تمرین مقاومتی بر سطوح هورمونی مرتبط با عوامل هماتولوژیک درپسران
جوام بررسی شود.
ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0